تبليغاتX
امید نجوان - زیر بام شهر یا... درس‌هایی که ماهواره به ما آموخت

امید نجوان

نقدها، یادداشت‌ها و نوشته‌های پراكنده

اینک سال‌ها از زمانی که ماهواره‌ها از آن‌سوی دنیا آمدند و ناگهان بر بام خانه‌های ما باریدند می‌گذرد. زمانی که زمزمه و خبر دریافت نخستین سیگنال‌های ماهواره‌ای در ایران به گوش رسید خیلی‌ها بی‌خیال– و انگار چیزی نشنیده باشند– از کنار آن گذشتند. خیلی‌های دیگر– به مصلحت– خود را به خواب زدند و با پاک کردن صورت مساله، تنها به حفظ میز و منصب خود پرداختند. و خیلی‌های دیگر هم به این بهانه که برای مقابله با این یورش امواج، بودجه و امکانات کافی وجود ندارد زانوی غم بغل گرفتند و به جای چاره‌اندوزی (برای روزهای سخت و دشوارتری که در راه بود و هست) تنها به حجم تاسف و تاثر خود افزودند. در این میان، سیگنال‌ها که پیام‌آور جذابیت و سرگرمی لجام‌گسیخته بودند به شکلی قارچ‌گونه از بالای بام‌ خانه‌ها سُر خوردند و مثل مهمان‌هایی ناخوانده، خود را به اتاق پذیرایی خانه‌ها تحمیل کردند. به گونه‌ای که حالا و بیش از دو دهه استقرار کامل این سربازان خاموش، حتی تصورِ فراموش کردن و دور انداختن بشقاب‌های آهنی و دستگاه‌های گیرنده‌‌ی امواج بیش‌تر به یک توهم شبیه است تا چیزی دیگر. آن‌هم با آن‌ همه شگرد برای سرگرم‌سازی که بی‌وقفه و شبانه‌روزی با خود به خانه‌ها می‌آورند.
ماهواره بر بام خانه‌هاي مابا این همه، ماهواره، همیشه هم، آن‌چنان که می‌نماید با ما و تلویزیون ما نامهربان نبوده است. بدون تعارف، بخش عمده‌ای از جذابیت بصری، تنوع و کیفیتی که این روزها در برنامه‌های تلویزیونی رواج یافته، ناشی از تاثیرگذاری‌ ماهواره‌هاست. شاید اگر ماهواره نبود گرافیک و جلوه‌های بصری فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی به این سرعت و با این کیفیت تغییر نمی‌کرد. شاید اگر ماهواره و قدرت پنهان شبكه‌هاي خبري‌اش نبود کارگردانی و ضرباهنگ بخش‌های مختلف اخبار وطني به این زودی‌ها دستخوش تغییر و تحول نمی‌شد. و شايد اگر ماهواره نبود سطح سليقه‌ي تماشاگران نسبت به كيفيت تصوير، اين همه رشد نمي‌كرد. در همین زمینه دقت کنید به افزایش تعداد شبکه‌های تلویزیون و تفکیک دقیق وظایف آن‌ها که بی‌شک آن‌هم از سوی ماهواره‌ها به ما تحمیل شده است. و به تمام این‌ها اضافه کنید تاثیرپذیری آشکار فیلم‌نامه‌نویس‌ها و کارگردان‌ها از داستان‌ها و شیوه‌های ساخت فیلم و سریال‌ها را که بعضی از آن‌ها این روزها نقل محافل مطبوعاتی است و به شکلی قابل پیش‌بینی دردسرهایی را برای سازندگان این آثار و البته ممیزان و ناظران كيفي آن‌ها به وجود آورده است. البته تقلید و تاثیرپذیری از ماهواره، تنها محدود به این موارد نیست و موارد متعدد دیگری را هم در برمی‌گیرد که در حوصله‌ی این یادداشت نیست. اما آن‌چه که متاسفانه باعث می‌شود این تاثیرپذیری‌ها رویه‌ای عمیق و تاثیرگذار نداشته باشد کم‌توجهی مدیران مسئول (در این زمینه) نسبت به حفظ و مراقبت از ریزش و تعداد تماشاگرهاست. تماشاگرهایی که مختارند تا از میان شبکه‌های فارسی زبان مختلفی که از تلویزیون دولتی یا ماهواره‌ها پخش می‌شود یکی را انتخاب کنند؛ گیرم در نوع دوم، با سرپیچی از قانون و تجربه‌ی ظاهراً لذتبخش ناديده‌ گرفتن آن!
البته به نظر مي‌رسد مديراني كه ذكرشان رفت تنها به بهره‌گيري از همين نكته‌ها بسنده كرده‌ و آن را كافي يافته‌اند. در چنين شرايطي راه‌اندازي شبكه‌هايي نظير «مستند»، «بازار» و اين اواخر، «نمايش» كه توسط دستگاه‌هاي تبديل امواج آنالوگ به ديجيتال قابل دريافت است حكايت از جلب نظر و جذب تماشاگران بيش‌تر و گسترده‌تري دارد. غافل از اين كه فعل راه‌اندازي شبكه‌هاي متعدد به خودي خود كافي نيست و به عوامل ديگري نياز دارد تا به عنوان نمونه يك شبكه سر پا بماند و نگاه پرنفوذ مخاطبان را به خود جلب كند. عواملي نظير انتخاب سوژه‌هاي جذاب و جالب، پر سر و صدا و صد البته عامه‌پسند كه ظاهراً در نگاه مديران تلويزيون ما از ارزش چنداني برخوردار نيست اما اتفاقاً مديران ماهواره‌ها تنها با بهره‌گيري از اين موارد روزگار مي‌گذرانند. به هر حال بايد پذيرفت تا زماني كه شبكه‌‌هايي نظير شبكه‌ي «مستند» پر از برنامه‌هاي منفعل، بدون موضع و آنتن‌ پُر‌كني درباره‌ي راز بقا و حيات وحش، صنايع دستي يا معماري باشد ماهواره‌ها قدرتمند و حرفه‌اي‌تر به كار خود ادامه خواهند داد و اتفاقاً آزادانه‌تر مخاطبان واقعي سينماي مستند را به خود جذب خواهند كرد. مخاطباني كه در آينه‌ي سينماي مستند بيش از هر چيز به دنبال جامعه‌ي امروز و مستندات واقعي آن هستند؛ نه برنامه‌هاي تركيبي و فيلم‌هايي كه به اسم مستند بارها و بارها از شبكه‌هاي مختلف پخش شده و حالا نسخه‌ي بي‌كيفيت و گاهي رنگ پريده‌‌شان به اين شبكه‌ رسيده! جالب اين كه در هفته‌هاي اخير، همين نكته در مورد شبكه‌ي تازه راه افتاده‌ي «نمايش» هم تكرار شده و مديران اين شبكه كه ظاهراً با خود فكر كرده‌اند پخش تله‌فيلم و فيلم‌هاي سينمايي بارها و بارها تكرار شده، هم‌چنان براي تماشاگران تلويزيون جذاب است، برخلاف رسم افتتاحيه يا شروع كار با فيلم‌هاي جديد و قابل بحث، پخش نمايشي اين شبكه را با ملغمه‌اي از فيلم‌هاي تكراري ايراني، آمريكايي و هندي جشن گرفته‌اند! البته شايد حاشيه‌ي جنجال‌برانگيز پخش چند لحظه‌ي كوتاه از آواز فيلم خاطره‌انگيز «شعله» توانسته باشد اسم اين شبكه‌ را به صورت موقت سر زبان‌ها بياندازد اما واقعيت اين است كه در شرايط فعلي، شبكه‌ي مورد بحث و شبكه‌‌هاي ديگري كه احتمالاً در راهند نيز براي رسيدن به جايگاهي كه برايشان در نظر گرفته شده راه بسيار درازي در پيش دارند؛ مگر آن‌ كه تنها هدف از راه‌اندازي آنان، افزايش بيلان كار و ارائه‌ي آمار در پايان دوران مديريت فعلي تلويزيون باشد و بس.
با تمام اين‌ها هنوز هم مي‌توان خوش‌بين و اميدوار بود كه براي رفع بحران فعلي (ريزش مخاطبان تصويري) راه چاره‌‌اي پيدا كرد. تنها كافي است بحران جذابيت كه امروزه جدا از تلويزيون، دامن‌گير سينما، تئاتر و ساير رسانه‌هاي تصويري هم شده را درست و كامل تحليل كنيم، با شناخت كافي آن را كنار بزنيم و با تكيه بر دانش، ساختمان خود را بنا كنيم. البته اگر تا آن وقت، قارچ‌هاي ناديده و ديگري روي بام خانه‌ها نروييده باشد و هنوز براي مقابله با امواج تخريب‌گر، وقت كافي داشته باشيم.


اين مقاله پيش از اين، در صفحه تلويزيون روزنامه اعتماد (پنجشنبه نوزدهم آبان) به چاپ رسيده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آبان1390ساعت   توسط امید نجوان  |