تبليغاتX
دل نوشته ها
دل نوشته ها
نقد ها ، یادداشت ها و نوشته هایی پراکنده از امید نجوان
كارنامه فيلمسازي يدالله صمدي در يك نگاه

 فيلم نخست صمدي به دليل رويكرد طنزآميزش با معضلات زندگي شهرنشيني (مردي كه به شكلي اغراق آميز و از طريق روزنامه هاي چند ماه بعد از اوضاع و احوال اقتصادي كشور با خبر مي شود) در برنامه نوروز 1364 به نمايش در آمده بود و با وجود همزماني اكران آن با معضل جنگ شهرها، از سوي مردم با استقبال روبه رو شده بود. به هر حال كسب رتبه دومين فيلم پرفروش نوروز نكته كم و كوچكي نبود كه تهيه كننده هاي آن روزگار نسبت به آن بي توجه باشند اما صمدي به حكم غريزه دريافته بود كه اگر به پيشنهاد ساخت آثاري مشابه فيلم اولش پاسخ مثبت بدهد با دست خودش راهي كه گشوده شده را خواهد بست ؛ گيرم با چند سال فاصله. بنابراين به قول خودش ‌آن قدر صبر كرد تا اتوبوس از راه رسيد و او سوارش شد.
اتوبوس ( 1364) در ادامهء فيلم نخست صمدي پر از شخصيت هاي اصلي و فرعي بود و نشان داد كه سازنده اش حتا توان آن را دارد تا هدايت داستاني با جزييات بيشتر از اين را نيز به دست بگيرد ؛ داستاني درباره كينه ورزي هاي اهل شمال و جنوب يك روستا كه شايد از اصالت چنداني (براي ساخت يك فيلم ماندگار) برخوردار نبود ولي دست كم اين حسن را داشت كه باعث پيوند سازنده اش با ريشه هاي سرزمين مادري اش شد. اتوبوس در دشت هاي سرسبز استان آذربايجان غربي توليد و فيلم برداري شد و فيلمسازان ديگري را هم به فكر انداخت تا از منابع طبيعي اين منطقه به عنوان جاذبه تصويري آثار خود استفاده كنند. خود صمدي هم در سال هاي بعد از ساختن اين فيلم بارها و بارها به اين منطقه سفر كرد تا پيام آور قصه ها و متل هاي فرهنگ آذري باشد ؛ جايي كه پنجاه و سه سال پيش (در 1332) آن را ترك كرده و به دليل تمركز امكانات (خصوصاً امكانات فيلم سازي) در تهران اقامت گزيده بود.
فيلم بعدي صمدي ( ايستگاه ) كه در 1366 ساخته شد نشان از دورخيز بلند او داشت براي ساخت اثري با توليد گسترده و پرداختي پرتنش در ژانر سينماي فاجعه (گونهء محبوب فيلمسازان آن دوره)؛ كه هر چند براي فيلمسازي مثل صمدي كه در آن دوران كارگرداني تازه كار به حساب مي آمد يك رجز خواني به حساب مي آمد اما تاثير آشكار آن از فيلم هاي غربي مشابه و بارها تكرار شده (يك رواني كه در مكاني شلوغ و عمومي بمب گذاري مي كند) راه را بر ارتباط عميق منتقدان و سازنده فيلم بسته بود.
فيلم بعدي صمدي ( ساوالان ، 1368) همان طور كه از اسمش هم بر مي آيد روايت گر  افسانه اي از دشت و دامنه سبلان بود؛ داستاني از رشادت هاي مردان آذري در آن خطه كه براي سينماروهاي شهرنشين چندان مطلوب و آشنا نبود. شايد به همين دليل بود كه در سال بعد از توليد اين فيلم ، صمدي به شهر برگشت و آپارتمان شماره سيزده را ساخت؛ فيلمي كه بيش از پرداختن به مشكلات شهروندي و آپارتمان نشيني به دنبال طرح بهانه اي براي استفاده از بازيگر محبوب آن روزگار (علي رضا خمسه) بود؛ بازيگري كه در برنامه هاي نمايشي تلويزيون يك فوق ستاره به حساب مي آمد و با استقبالي كه تماشاگران از آن به عمل آوردند مي توان گفت اين فيلم نيز به هدف پيش بيني شده خود رسيد. همين موفقيت باعث شد تا مقدمات فيلم ديگري با همين تركيب فراهم شود. صمدي در فيلم بعدي اش ( دو نفر و نصفي ) كه در 1370 توليد شد با آن كه كوشيد تا با زير پا گذاشتن منطق روايي ( كالسكه اي كه در سراشيب خيابان به راه مي افتد و يك كودك را با خود به جاي نامعلومي مي برد) و استفاده از يك تركيب كميك و در عين حال ناهمگون (خمسه و فرامرز قريبيان) لحظات مفرحي را براي بيننده تدارك ببيند اما به دليل ضعف مفرط فيلمنامه موفق نشد انتظار مخاطبان سخت گير خود را برآورده كند.
از اين نگاه فيلم بعدي صمدي ( دمرل ) را بايد ناموفق ترين انتخاب براي آغاز دومين دهه فيلمسازي اش ( در 1372) به شمار آورد؛ فيلمي كه تمام نشانه هاي مورد علاقه او  (كار با شخصيت هاي متعدد ، تصاويري چشم نواز با پس زمينه طبيعت و يك بستر داستاني نيازمند به توليد گسترده) را در خود داشت ولي به دليل ويژگي هاي كمتر قابل باور متل و افسانه ، و تقابل چشمگير آن با زندگي روزمره تماشاگران سينما موفق نشد به عمق وجود آن ها نفوذ كند و ... در سطح متوقف ماند.
اما سه سال بعد از ساخته شدن اين فيلم ، صمدي فيلمنامه معجزه خنده را براي كار بعدي خود انتخاب كرد. فيلمنامه اي درباره ويژگي هاي خنده درماني كه به دليل خصايص داستان و ريزه كاري هاي پرداخت نهايي اش با تمام فيلم هاي قبلي صمدي فرق داشت و بي شك تا امروز بهترين اثر اين فيلمساز به شمار مي آيد.
فيلم بعدي صمدي (‌ ساراي ، 1376 ) نيز با تمام لكنت هايش در روايت داستان، نشان از ثابت قدمي اين فيلمساز در طرح افسانه هاي آذري داشت و يكي از واپسين فعاليت هاي سينمايي وي تا پيش از پذيرش مسووليت هاي اجرايي او (در فاصله سال هاي 1377 تا 1380 ) بود ؛ سال هاي پر فراز و نشيبي كه پذيرش مديريت خانه سينما به عنوان جامعه اصناف اين حرفه هم به دشواري هاي آن افزوده بود.
صمدي پس از پايان مسووليتش در خانه سينما (كه با برگزاري جشنواره ها و جشن هاي يك صد سالگي سينما در ايران همزمان بود) در 1382 تصميم به ساخت بانوي من گرفت تا هم با كارگرداني آن فاصله چند سال دوري از سينما را از ميان برداشته باشد و هم در پايان دومين دهه فيلمسازي اش سرانجام، تعداد ساخته هايش را دو رقمي كند. اما مصائبي كه در توليد بانوي من بر صمدي رفت آن چنان بر فيلم و خود او تاثير منفي گذاشت كه بعيد به نظر مي رسد حتا در خلوت خود هم جايگاه شايسته اي براي آن در نظر گرفته باشد. دشواري هايي كه – نا خواسته – بر توليد اين فيلم سايه انداخت چنان بود كه به راحتي مي توانست يك فيلمساز تجربي مثل او را مايوس و خانه نشين كند. از اين نگاه ، پيشنهاد كارگرداني شهر آشوب پاسخ به صبر لب ريز شدهء او در برابر ناملايمات « آشفته بازار سينما » بود ؛ صفتي كه صمدي در پايان تلاش هاي بي سرانجامش براي به فرجام رساندن طرح هاي مورد علاقه اش به كار برده بود.
فيلم / مجموعه شهر آشوب كه هنوز به نمايش در نيامده برشي از زندگي غياث الدين جمشيد كاشاني است ؛ دانشمندي كه به خاطر محاسبه عدد « پي » و كشف فرمول « سينوس يك درجه » شهرتي جهان گير دارد. ظاهراً اين بار صمدي براي به تصوير آوردن گوشه هايي از زندگي اين دانشمند اهل كاشان به تاريخي عميق تر از آن چه در افسانه هاي آذري اش جاري بود قدم گذاشته است ؛ به زمان حكومت نوادگان تيمور در ايران كهن كه شايد در كارنامه فيلمسازي اين فيلمساز بي سابقه باشد ولي بازتابي از گوشه هاي ناپيداي ذهن اوست.

|+| نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت 10  توسط امید نجوان  | 

 
business articles