تاول
- آقا اين ماشين مال شماست؟
- نه ، از اين مغازه بپرس. شايد مال اونا باشه.
- آقا اين ماشين مال شماست؟
- كدوم؟ ...[نگاه مي كند] آهان ، اين؟! ... نه، مال ما نيست. فكر كردم اون پيكانه رو می گی.
- اخوی، شما نمی دونين اين وانت مال كيه؟
- نه والله. از كجا بدونم؟
- [عصبی ، با زبان اشاره و رو به آن سوی خيابان]: اين لعنتی مال شماست؟
- [به همان شكل و از آن سو]: نه قربان... چاكريم!
- [ در حالی كه زنگ خانه ها را فشار می دهد]: خانم اين ماشين كه سر كوچه است مال شماست؟
- نه آقا ما اصلاً ماشين نداريم ... از بغلی بپرسين ، شايد مال اونا باشه.
- [پس از تكرار زنگ و سوال]: نه قربان ، اشتباه گرفتين.
- [نيم ساعت بعد]: آقا اين وانت مال شماست؟
- آره ، مال منه... رفته بودم تا اين كوچه پايينی. يك رسيد بود كه بايد تحويل می گرفتم.
- [ با سعی در كنترل خون سردی]: می بخشيد كه وسط كوچه بن بست پارك كردم ها!
- بله؟!
- مي گم ببخشيد خط كش نداشتم. خوب نتونستم وسط دو تا ديوار پارك كنم.
- منظورت اينه كه عذرخواهي كنم؟
- نه قربان. جسارت نباشه... شما زبون تون تاوَل می زنه اگه عذرخواهی كنيد. ما بايد عذرخواهی كنيم كه مزاحم وقت گران بهای شما شديم ... خوش اومديد. باز هم تشريف بياريد اين طرفا!