بازی كودكانه
مستند «دلواره» در مجموعه برنامه «يك فيلم، يك تجربه» به سفارش سيدرضا ميركريمی و درباره فيلم «آژانس شيشهای» ساخته شده است.
اميد نجوان كارگردان اين فيلم سالها در عرصه مطبوعات سينمایی فعاليت داشته و تجربه ساخت مجموعههایی نظير «نقش و دست»، «پرده نقرهای»، «پيامبر صلح»، «سينمای فجر» و مستند «امپراتور و ما» را درباره آكيرا كوروساوا در كارنامه دارد.
فيلم شما برای برنامه «يك فيلم، يك تجربه» ساخته شده، قرار است چه فيلمهایی در اين برنامه به نمايش درآيند؟
«يك فيلم، يك تجربه» يك مجموعه برنامه 13 قسمتی است كه تهيهكننده آن رضا ميركريمی است. در اين برنامه 13 فيلم شاخص پس از انقلاب كه هر كدامشان دارای ويژگی خاصی بودهاند، انتخاب شدهاند تا فيلمی دربارهی آنها ساخته شود.
در ابتدا كه قرار شد من فيلمی در اين مجموعه بسازم فيلم ديگری به من پيشنهاد شد اما بنا به دلايلی ساخت آن فيلم منتفی شد و من به آقای ميركريمی پيشنهاد دادم تا فيلمی دربارهی «آژانس شيشهای» را من بسازم.
چه شد كه «آژانس شيشهای» را انتخاب كرديد؟
مهمترين دليلش اين بود كه از زمانی كه اين فيلم ساخته شده تا به حال برای خود من هنوز كه هنوز است فيلم تر و تازهای است. هر بار كه دوباره از تلويزيون پخش میشود و يا در ويديو فيلم را میبينم برايم تازه است.
دليل ديگرش اين بود كه با اين فيلم برخوردهای متفاوتی شده است. عدهای از منتقدين به دليل شباهتهای ميان «آژانس شيشهای» و فيلم «بعد از ظهر سگی» ساخته سيدنی لومت، اين فيلم را مردود میدانند. و عدهای ديگر «آژانس شيشهای» را يكی از فيلمهای شاخص پس از انقلاب میدانند و معتقدند اين فيلم نقطهی عطفی در كارنامه حاتمیكيا و جزو معدود فيلمهای تكنيكی اوست و با تكنيك، دقت و وسواس زيادی كارگردانی شده است.
و يك دليل ديگر اين بود كه در طول توليد فيلم «آژانس شيشهای» من تنها خبرنگاری بودم كه توانستم با حاتمیكيا مصاحبهای برای «ماهنامه فيلم» بگيرم. در واقع متن آن گفتوگو طرح اصلی فيلم من شد.
همانطور كه گفتيد بسياری از منتقدان معتقدند كه «آژانس شيشهای» شباهتهای زيادی به فيلم «بعد از ظهر سگی» دارد. به نظر شما «آژانس شيشهای» تا چه حد وامدار «بعد از ظهر سگی» است؟
من به عنوان فيلمساز سعیام اين بود كه در فيلم به عنوان يك قاضی بیطرف وارد شوم و از حاتمیكيا بخواهم اين شباهتها را برايم بشكافد. و بگويد دليل اين شباهتها چيست. مهمترين منبع برای من در اين زمينه كتاب سعيد عقيقی درباره «آژانس شيشهای» بود. در آن كتاب عقيقی با جزئيات درباره شباهتهای اين دو فيلم نوشته است و چون فيلم را قبل از تدوين نهایی ديده حتی دربارهی شباهت خيلی سكانسها كه در نسخهی اصلی فيلم حذف شدهاند هم نوشته است.
در كتاب به سكانسی اشاره شده است كه ماموران سعی میكنند از اتاق پشتی وارد آژانس شوند و «حاج كاظم» را خلع صلاح كنند. كه آن سكانس در فيلم من هست. در كتاب اين مسئله عنوان میشود كه حاتمیكيا به دليل شباهت اين سكانس با سكانسی از فيلم «بعد از ظهر سگی» آن را حذف كرده است. من وقتی در فيلم اين را از حاتمیكيا پرسيدم به شدت برافروخته شد و گفت اين سكانس اصلا به دليل شباهت حذف نشده و فقط به دليل كوتاه شدن زمان حذف شده است.
خب؛ به نظر شما «آژانس شيشهای» تا چه حد وامدار «بعد از ظهر سگی» است؟
من وقتی با حاتمیكيا وارد گفتوگو شدم ديدم ايشان به هيچ عنوان سعی ندارند اين شباهتها را رد كنند يا مثلا بگويند اصلا اين فيلم را نديدهام.
ايشان خيلی باصداقت گفتند من آن فيلم را ديدهام و يك چيزهایی از آن در ذهنم تهنشين شده است.
من در فيلم تمام تلاشم را كردم كه با حاتمیكيا جز به جز پيش بروم. از طرح فيلمنامه كه چه طور نوشته شده است. با وجود الهام مستقيم از آن فيلم چون قصد كپی نداشته ايدههايش را بر مبنای آن ساختمان پیريزی كرده و از همه جالبتر اين كه در هر دو فيلم يكسری اتفاقات كاملا واقعی افتاده است.
شما فكر میكنيد «آژانس شيشهای» چه جايگاهی در سينمای پس از انقلاب دارد؟
به نظر من يكی از شاخصترين فيلمهای سينمای ايران در سال هاي پس از انقلاب است. و در كارنامه خود حاتمیكيا نيز شاخصترين فيلم است.
به دليل ويژگی خاصی كه او در نوشتن فيلمنامه و ساخت اين فيلم به كار برده است. با وجود دلبستگیای كه نسبت به «حاج كاظم» دارد و نگاه خود فيلمساز جانبدارانه است اما همه موقعيتها به نفع «حاج كاظم» نيست.
اصلا تلخی پايان فيلم برای اين در ذهن تماشاگر باقی میماند كه برخلاف تصور تماشاگر در نهايت سرنوشت «حاج كاظم» ناكامی است.
ويژگی مهم اين فيلم اين است كه فيلمساز با وجود تعلق خاطر به شخصيت اصلی، او را به مسلخ میفرستد.
در فيلم يك فاصلهگذاریهای خاصی داشتيد مثل حركت دوچرخه، آن قايق كاغذی و... ايدهی اين فاصلهگذاریها از كجا آمد؟
آن گفتوگویی كه من با حاتمیكيا در «ماهنامه فيلم» داشتم منبع الهام بود. در آن گفتوگو حاتمیكيا اشاره كرد كه ساخته شدن «آژانس شيشهای» برايش در حكم يك بازی بوده. در زمان كوكی يك تكه چوب را در جوی آب میانداخته و دنبالش میرفته. برای من خيلی جالب بود كه يك فيلمساز ساختن يك فيلم را با يك بازی كودكانه مقايسه كند.
زمان فيلمبرداری از حاتمیكيا خواستم كه آن حرف را تكرار كند منتها زمانی كه خواست اين جمله را بگويد يك هلیكوپتر رد شد در آن لحظه من يك حس خوبی داشتم. خيلی اتفاقی چنين لحظهای پيش آمد و بار دوم كه اين نما را تكرار كرديم حاتمیكيا به حرفهايش شاخ و برگ جديدی داد.
و گفت در آن زمان با دوچرخه بدون اينكه ركاب بزند از بالای شهر تا پايين شهر میآمده. در زمان مونتاژ من مجبور شدم برخی از قسمتهای گفتوگو را حذف كنم و چون اين فاصله پرش ايجاد كرده بود به فكر استفاده از آن نماها افتادم.
تدوين فيلم را هم خودتان انجام داديد. آن قسمتهایی كه از «آژانس شيشهای» و پشت صحنهاش استفاده كرديد چطور انتخاب شد و چرا خودتان فيلم را تدوين كرديد؟
آقای حاتمیكيا برای ساخت اين فيلم خيلی با من همكاری كردند. تمام فيلمهایی را كه خودشان سر صحنه گرفته بودند و يك نسخه بتاكم فيلم را به من دادند. اما آن فيلمها كيفيت پائينی داشتند و من مجبور شدم آن تصاوير را با تصاوير فيلم خودم بازسازی كنم. كه در اين كار فريبرز نيكراد خيلی به من كمك كرد. ايشان با وسواس بینظيری آن فيلمها را بازسازی كردند. تصاوير پشت صحنه هم با همكاری يوسف روحانی به دست من رسيد. شايد اگر لطف ايشان نبود اين اتفاق نمیافتاد. ايشان تمام پشت صحنه فيلم را به من دادند.
اين فيلم را خودم تدوين كردم اول به خاطر علاقهای كه به تدوين دارم و بعد به دليل بودجه محدود پروژه. و به جز اينها من 3 هفته به صورت كامل روی بازسازی پلانها كار كردم. تصاوير پشت صحنهای كه در فيلم میبينيد اصلا به اين شكل نبود من هر كدام از اين پلانها را از يك جای فيلم انتخاب كردم و اگر قرار بود تدوينگر ديگری بيايد نمیتوانستم ازش بخواهم كه پلان به پلان كات بزند، بنابراين خودم اين كار را انجام دادم.