تبليغاتX
دل نوشته ها
دل نوشته ها
نقد ها ، یادداشت ها و نوشته هایی پراکنده از امید نجوان

پوستر فيلم آن سوي آتشهمه چیز با یک «اتفاق» شروع شد ؛ وقتی دوان دوان و پر شتاب به پلکان باشکوه سینما رسید ، در نهایت ناباوری هیچ کس توی صف نبود و این سوی گیشه از تماشاگر خالی بود. احتمالاً با خود اندیشید خواب می بیند. اما نه ؛ خیال و رویا نبود و تمام مسیر فلزی کنار سینما آزادی (که سالی یک بار آن را برای کمک به صف علاقمندان جشنواره ایجاد می کردند) جز تک و توکی آدم در چند ده متری – و لابد برای گپ و گفت – خالی بود. بلیت فروش سینما وقتی بهت و حیرت را در چشم های او دید خندید و گفت: « همین یک بلیت مونده ؛ همه رفقات رفته ن تو!» و نوجوان دبیرستانی که آن روز به نیت جشنواره مرخصی استعلاجی گرفته بود اسکناس را داد ، بلیت را گرفت و باز ، ناباورانه خزید به تالار تاريك‌ و سکر آور سینما ؛ جایی که دو برادر در همسایگی شعله های داغ و سوزان و سرکش ، بر سر سهم شرکت نفت (از خرید خانه پدری) با هم درگیر بودند و... فقط ذرات پراکنده باران و موسیقی می توانست مرهمِ جان رنجور و خسته آن ها باشد.
تدارک یک پرونده کوچک و جمع و جور برای فیلمی که هنوز و در گذر خاطرات ، عطر آن سال های شیرین – و ظاهراً تکرار نشدنی سینمای دهه 1360 – را در ذهن تکرار میکند کم ترین کاری است که از دست آن عشق سینمای سابق بر می آمده و آن را در اين وبلاگ می خوانید ؛ پرونده ای شامل گفت و گو با کیانوش و داریوش عیاری ، مسعود بهنام ، پرویز آبنار ، سیامک اطلسی ، عاطفه رضوی و مهرداد وفادار که البته جای خسرو شجاع زاده (به دلیل عدم علاقه به انجام گفت و گو) در میان آن ها خالی است.


اين نوشته و ساير مطالب درباره ي آن سوي آتش (كيانوش عياري) در تازه ترين شماره ي ماهنامه صنعت سينما (شماره ۶۷ ؛ ويژه جشنواره فيلم فجر ) به چاپ رسيده است.

|+| نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 17  توسط امید نجوان  | 

 
business articles