به بهانه برگزاري جشنواره فيلم پليس
حالا و در آستانه برگزاري جشنواره فيلم پليس به جرات مي توان گفت در هيچ زمان و زمانه اي نيروهاي انتظامي با اين حجم و کيفيت در معرض تحليل و بررسي قرار نداشته اند. و در هيچ مقطعي از تاريخ سينما و تلويزيون، تصويري چنين واقع نما و باور کردني از پليس و محاکم قضايي ارائه نشده است(هنوز آن اسلحه هاي قلابي، کلاه هاي شاپو، لباس هاي راه راه زندانيان و آن ميله هاي ساختگي در فيلم هاي قديمي را از ياد نبرده ايم).البته اگر با نظر عامه مردم درباره تاثيرات منفي پخش صحنه هاي خشونت آميز در ميان خانواده ها يا نمايش شيوه هاي جديد قتل و سرقت به عنوان مهم ترين عامل بد آموزي در ميان نوجوانان و جوانان موافق باشيم بايد بپذيريم يکي از موثرترين شيوه ها براي جلوگيري از بروز اين گونه ناهنجاري هاي اجتماعي، نظارت دقيق پليس و به کارگيري شيوه هاي به روز شده و کارآمد براي مقابله با بروز جنايت و بزه کاري است. شيوه هايي براي کنترل نامحسوس خيابان ها، اتوبان ها و اماکن عمومي که نمايش «صحيح» آن ها در قالب هاي نمايشي متفاوت و متنوع ( آن گونه که مثلاً در مجموعه انيميشن پيام هاي ترافيکي به کار رفته) به طور حتم مي تواند در کاهش زمينه هاي بروز جرم و جنايت يا خلاف کاري موثر باشد. به تجربه ثابت شده آن چه که بر ميزان تاثيرگذاري فيلم هاي پليسي تاثير منفي مي گذارد اغراق ( در روابط آدم ها، عملکردشان و شجاعت شان در عمليات پليسي) است که اغلب تبديل به يک اصل در زمينه اين گونه فيلم ها شده؛ و مهم تر از آن، به دليل افتادن در دامن کليشه، تاثيرشان را بي اثر کرده است.
به نظر مي رسد ارتقاي سطح سلامت و بهداشت رواني جامعه(يعني آن چه که به عنوان يکي از اهداف برگزاري جشنواره فيلم پليس معرفي شده) بيش از آن که محتاج سخت گيري (دم دستي ترين تمهيدي که بتوان پيدا کرد) باشد نيازمند فرهنگ سازي از طريق بازنگري در رفتار عمومي اعضاي اين نيرو نسبت به افراد جامعه است. و البته قانون گرايي و ترويج فرهنگ جامعه پذيري که خوش بختانه آن هم جزو اهداف اين جشنواره قيد شده. کساني که در آخرين روزهاي تابستان گذشته و در يک برنامه زنده تلويزيوني (که از شبکه سه پخش شد) شاهد اشک هاي تلخ و تکان دهنده فرمانده پليس راه کشور( به خاطر هم دردي با قربانيان حوادث رانندگي در جاده ها) بودند شايد بي واسطه تر اين نکته را دريابند که بي اثرترين شيوه در تقويت بنيان هاي اين نيرو، برخورد احساسي و عاطفي با اين گونه پديده هاي کنترل شدني است. و چه بسا در تلفيق با ترحم و دل سوزي بارها تکرار شده فرمانده راهنمايي و رانندگي (در آسان گيري نسبت به نداشتن کلاه ايمني براي موتورسوارها) دشواري هاي برخورد تعارف آميز با مرجعي به نام قانون را به نمايش بگذارد.
سينماگران و برنامه سازان تلويزيوني در اين زمينه مي توانند دست مجريان قانون را بفشارند و حتي با حمايت هايي که پيش بيني شده اين قابليت را دارند تا در کوتاه مدت باعث رونق صنعت سرگرم سازي شوند، اما اگر قرار باشد عملکردشان در دراز مدت تاثير عميقي بر رفتار عمومي شهروندان داشته باشد و مثل کلاه ايمني از جانشان مراقبت کند بايد به گونه اي با آن ها ارتباط برقرار کنند که گويي از زبان خودشان دارند با آن ها حرف مي زنند؛ بدون شعار و انتقادهاي بي مايه، و پر از تصاوير جان دار و واقعي.
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه
1385/08/04ساعت 6  توسط امید نجوان
|