فصل تغييرات موسمی

دكتر علي لاريجاني وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلاميزمستان 1372 زماني كه قرار بود ماهنامه [تعطيل‌شده] «ويدئو ماهواره» (ارگان وقت موسسه رسانه‌هاي تصويري) به مرحله انتشار برسد گفت‌وگوي دسته‌جمعي با دكتر علي لاريجاني، وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي يكي از مهم‌ترين مطالبي بود كه براي نخستين شمارة مجله در نظر گرفته شده بود. آن گفت‌وگو با حضور اعضاي شوراي طرح و برنامه، و هم‌چنين اعضاي شوراي سردبيري نشريه برگزار شد كه در حقيقت من كم‌سن‌ترين عضو آن بودم. در جلسه مورد بحث، با توجه به الگويي كه از رفتار تماشاگران سينما در اروپا و غرب در ذهن داشتم به رقابت سينما با ويدئو (از نظر تاثيرگذاري بصري گسترده‌تر) اشاره كردم و تاكيد كردم در كنار استفاده از پرده‌هاي عريض و تروكاژهاي تصويري كه عملاً با استفاده از فن‌آوري كامپيوترهاي پيشرفته امكان‌پذير است، به كارگيري وسايل فني پيچيده نظير لابراتوارهاي مجهز و استفاده از وسايل پيشرفته صوتي نيز از جمله واكنش‌هايي است كه سينماي جهان در مقابله با تاثيرگذاري فيلمِ توليدشده روي نوار مغناطيسي ويدئو انجام داده؛ و در ادامه، ضمن اشاره به نظر برخي كارشناسان تصويري كه معتقدند «سينماي ايران به دليل محدوديت ايجاد تصاويرِ تاثيرگذار، به رسانه‌هاي ويدئو و تلويزيون شبيه‌تر است» از جناب وزير پرسيدم: آيا وزارت ارشاد با توجه به ساماندهي به مسالة ويدئو براي تحول‌بخشيدن به اين تاثيرگذاري در سينماي ايران تدبيري انديشيده است؟
ايشان گفت: «نكته اول گفته شما اين است كه فعاليت‌هاي ويدئويي ممكن است به سينماي ايران لطمه بزند. اين به سياست‌هاي حمايتي از سينما بستگي دارد. اگر فعاليت‌هاي ويدئويي طوري گسترش يابد كه حامي‌بخش سينما باشد نه تنها مي‌تواند لطمه نزند بلكه رونق هم ببخشد. با فعاليت‌هاي ويدئويي مي‌توان كاري كرد كه هميشه اين بخش، تامين‌كنندة نيازهاي سينما باشد. ما تلاش‌مان اين بوده كه صنعت سينما حفظ شود و گسترش پيدا كند و فعاليت‌هاي ويدئويي حامي سينما باشد. استفاده از كامپيوتر در كارهاي سينمايي را قبول دارم كه در سينماي ايران ورود نكرده، حال آن‌كه بسيار مهم است. در اين كار مطالعاتي انجام شده تا اين فعاليت هم انجام شود. دنياي سينما از كامپيوتر استفاده خوبي مي‌كند؛ هم در هزينة توليد فيلم تاثير دارد و هم در سرعت بقية بخش‌ها تاثير دارد. اين كار به تكنولوژي و آموزش نياز دارد كه وقت زيادي را مي‌طلبد. (مراجعه كنيد به ويدئو ماهواره؛ شماره نخست، صفحه‌های 32 تا 38)
تصوير روي جلد مجله ويدئو ماهوارهبه اين سخنان وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي– كه در آغاز دهه 1370 بيان شده– از آن رو اشاره مي‌كنم كه جدا از ارائه نمايي كلي از وضعيت سينماي ايران (در آن دهه) تشريح‌كننده ميزان تغييرات آن، در طول دو دهه اخير نيز هست. با هم دوباره اين حرف‌ها را مرور مي‌كنيم: اگر فعاليت‌هاي ويدئويي طوري گسترش يابد كه حاميِ سينما باشد نه تنها از لطمه يا لطمه‌هاي احتمالي جلوگيري خواهد كرد بلكه مي‌تواند رونق‌‌بخش آن هم باشد. دليل اهميت چنين پاسخي آن است كه در زمان طرح اين پرسش، همراه داشتن نوار ويدئو، كم‌وبيش جرم محسوب مي‌‌شد و طرح روي جلد آن مجله كذايي (دستگاه ويدئويي كه از لای بقچه باز شده، خود را به رُخ مي‌كشيد) حكايت از آزادسازي مشروط اين ابزار ممنوعه داشت. زماني كه اين گفته مطرح شد حاكميت رسانه‌هاي تصويري با نوارهاي وي‌اچ‌اس بود و دنياي سينما و نمايش خانگي كه دوران «پيشاديجيتاليسم» را پشت سر مي‌گذاشت تمام تلاش خود را به كار مي‌بُرد تا وسيله گران‌قيمت و ناكارآمدي به نام ليزرديسك را تجربه كند. ابزاري كه پيش از آن‌كه بتواند جاي خود را در ميان تماشاگران غربي باز كند به وي‌سي‌دي گرايش پيدا كرد و سپس (با آغاز عصر «ديجيتاليسم») خيلي سريع جاي خود را با دي‌وي‌دي عوض كرد. البته در كشور ما كه براساس يك سنت‌ رايج، معمولاً تغيير و جايگزيني پديده‌هايي نظير اين، به كُندي و با مقاومتي جدي صورت مي‌گيرد اين تغيير با يك جهش و سپس توقفي طولاني‌مدت روبه‌رو شد. به اين ترتيب، بي‌آن‌كه دوران تكثير و انتشار نوارهاي ويدئويي به ديسك‌هاي ليزري و پس از آن به دي‌وي‌دي تغيير پيدا كند مرحله جايگزيني صنعت ويدئو به تكثير فيلم‌ها روي ويدئوسي‌دي رسيد و تا امروز نيز به همين شكل باقي مانده است؛ به گونه‌اي كه با وجود انقراض نسل‌ اول اين رسانه مكمل كه از اوايل سال 2000 ميلادي و تقريباً هم‌زمان با آغاز دهه 1380 شدت گرفت، ويدئوسي‌دي هنوز در كشور ما جزو محبوب‌ترين و ارزان‌ترين شيوه‌هاي نمايش خانگي به حساب مي‌آيد. البته در كشور ما، در هم‌چنان بر همان پاشنه قبلي خود مي‌چرخد و خصوصاً در سال‌هاي اخير، همين سي‌دي‌هاي تصويري، مقابل بحران سينماي ايران ايستادگي كرده و مرگ اقتصادي آن را به تاخير انداخته است. ظاهراً مديران اين بخش (رسانه‌هاي تصويري) از همان ابتدا عنصر گمشده خود را در سي‌دي‌هاي تصويري يافته بودند. ابزاري كه به سرعت در دسترس توده‌هاي مختلف جامعه قرار گرفت و از آن‌جا كه نسبت به نوارهاي وي‌اچ‌اس حجم كم‌تري داشت ظاهراً بيش از گزينه قبلي (يعني ديسك‌هاي ليزري كه شعاعي دست‌كم چند ‌برابر ويدئوسي‌دي‌هاي رايج داشت) به كار حفاظت از محيط زيست مي‌آمد. البته بعيد به نظر مي‌رسد در جايگزيني اين ابزار جديد چنين تمهيد متعصبانه‌اي (حفظ و نگهداري محيط زيست انساني) مورد بررسي قرار گرفته باشد؛ با اين وجود آن‌چه كه از اهميت بيش‌تري برخوردار است گسترش باورنكردني و انتشار وسيع ابزار تكثير اين سي‌دي‌ها در جامعه ما‌ست كه دست‌كم در يك دهه اخير و به دليل نقصان‌هاي آشكار در زمينه قانون‌گذاري، نظارت و اجرا، ضربات مهلك و تاثيرات اقتصادي متعددي را بر پيكره سينماي ايران وارد كرده است؛ به گونه‌اي كه سنت غيرقانونيِ تكثير هم‌زمان و سريع فيلم‌ها روي سي‌دي، چند سال پيش باعث شد تعدادي از سينماگران به صورت نمادين به برگزاري مراسم ختم سينماي ايران روي بياورند و البته اگر در يك اقدام قابل‌ستايشِ ملي و صنفي، جلوي اين روند رو به رشد گرفته نشده بود شايد هم تا الآن، طومار اين سينما برچيده شده بود!
وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي در آن گفت‌وگوي مورد اشاره، ضمن ابراز تاسف از كاربردي‌نشدن كامپيوتر در چرخة توليد در سينماي ايران اشاره كرده‌اند كه دنياي سينما از كامپيوتر، خوب استفاده مي‌كند. ابزاري كه به تعبير ايشان، هم در هزينة توليد فيلم تاثير دارد و هم در سرعت بقية بخش‌ها. البته ايشان هم قبول دارند كه «چنين كاري به تكنولوژي و آموزش‌هايي نياز دارد كه وقت زيادي را مي‌طلبد» اما به‌هرحال بسيار مهم است و « مطالعاتي انجام شده تا اين فعاليت هم انجام شود.»
با گذشت تقريباً دو دهه از بيان اين حرف‌ها بايد پذيرفت در يافتنِ عامل اصلي براي آن‌چه كه اصلي‌ترينسر در موسسه رسانه‌هاي تصويري مانع در زمينه تحقق چنين اهدافي بوده، تعدد سليقه‌ها و تنوع مديراني كه اغلب به صورت موسمي و مقطعي تغيير كرده‌اند بيش از ساير موارد تاثير منفي به جا گذاشته است. چنان‌كه ماهنامه «ويدئو ماهواره» (ارگانِ وقت موسسه رسانه‌هاي تصويري) با وجود ابتكار عمل در استفاده هوشيارانه از دو عنوان جنجالي تا آن‌زمان (يعني ويدئو و ماهواره) به زحمت، تنها سه شماره دوام آورد؛ و با جايگزيني يك مدير ناكارآمد به جاي مسوول قبلي، چنان به ورطة سكوت و تعطيلي رفت كه انگار اصلاً از ابتدا وجود نداشته يا انتشار آن اصلاً از همان ابتدا هم اشتباه بوده است.
تاثير جابه‌جايي و جايگزيني كم‌وبيش دائميِ مديران در كشور ما كه از آن مي‌توان به مهم‌ترين عامل در از دست دادن زمان، بودجه و تخريب نگرش‌هايي به سوي آينده ياد كرد امروز بيش از هر زمان ديگري قابل توجه و بررسي است. چنان‌كه در غياب قوانين مصوب در زمينه تخصيص بودجه و آموزش نيروهاي متخصص، سليقه‌هاي شخصي و فردي مديران، بيش از ساير موارد تاثيرگذار بوده است. در چنين وضعيتي، مديران كه اغلب نسبت به موقعيت فرداي خود بيم‌ناك هستند مي‌كوشند با اتخاذ تصميمي مبتني بر مصلحت و مصالح موجود، بيش‌ترين بازدهي را البته با كم‌ترين هزينه داشته باشند. و نتيجه اين مي‌شود كه با وجود انديشه دائمي براي حفظ صنعت سينما در ايران، عرضه سي‌دي‌هاي تصويري در سوپرماركت‌ها و فروشگاه‌هاي مواد غذايي، مهم‌ترين و تنها تمهيد كارآمد مديران ويدئو رسانه در گذر سال‌هاي گذشته بوده است. تمهيدي كه شايد اگر اغماض مسوولان وزارت بازرگاني (نسبت به ناديده‌گرفتن تلفيق مسووليت تجاري و فرهنگي اين فروشگاه‌ها) را به همراه نداشت به طور حتم اين تمهيد نيز امروز با شكست مواجه شده بود. دليل آن هم روشن است. نبود جذابيت و مهم‌تر از آن، شباهت انكارناپذير رسانه‌هاي تصويري و سينما به هم‌ديگر؛ كه به دليل محدوديت ايجاد تصاوير تاثيرگذار، ايجاد شده. يعني همان چيزي كه باعث مي‌شود مخاطبان نسخه‌هاي ويدئويي فيلم‌ها به جاي جست‌وجو در فروشگاه‌هاي عرضة محصولات فرهنگي، دم‌دستي‌ترين شيوه را برگزيده و به دنبال مطالبه آن در فروشگاه‌هاي مواد غذايي باشند!آواتارالبته به دلايل معيوب‌بودن اين چرخه بايد وارد نشدن عميق و گسترده فن‌آوری كامپيوتر، تجهيز نشدن لابراتوارها به علم روز و عدم به‌كارگيری ابزارهاي پيشرفته صوتي و تصويري در ساختار فيلم‌هاي سينمايي را نيز اضافه كرد. عواملِ به‌ظاهر ساده‌اي كه با وجود امكانات گسترده سرقت و تكثير فيلم‌هاي سينمايي در اروپا و غرب (از امكان كپي‌برداري و ايجاد نسخه‌‌‌هاي غيرقانوني گرفته تا پهناي باند وسيع و اينترنت پرسرعت براي بارگذاري فيلم‌ها در كامپيوترهاي خانگي) موجبات پرفروش‌شدنِ پرخرج‌ترين فيلم تاريخ سينماي جهان (آواتار) را فراهم كردند. فيلمي كه با فروش بيش از سه و نيم ميليارد دلاري خود (دقت كنيد: فروش بيش از سه و نيم ميليارد دلاري) سهم عمده‌اي در سودآوري صنعت سينماي آمريكا و رونق سينما در سراسر جهان داشته است.
متاسفانه اين رخداد فرهنگي و اقتصادي كه صنعت سينماي جهان را نيز تحت‌ شعاع خود قرار داد در حالي به وقوع پيوست كه طبق گفته‌هاي وزير فرهنگ (در همان مصاحبه كه ذكرش رفت) سينماي ايران نسبت به استفاده از كامپيوتر، عملكرد چندان موفقي نداشته و متاسفانه در اغلب موارد، كاربرد ابزار پيشرفتة صوتي و تصويري، از تناسب چنداني با بضاعت فني و اقتصادي اين سينما برخوردار نبوده است. مصداق بارز اين ادعا، تصاوير كم‌رنگ و كِدِر برخي فيلم‌هاست كه معمولاً لابراتوارها– و در ادامه، آپارات‌هاي سينمايي– از تلفيق تصاوير ويدئويي به پزيتيو ارائه مي‌كنند.
 نيازي به توضيح ندارد كه هدف اين نوشته، اشاره به آمار محدود توليدات استاندارد (در مقايسه با انبوه توليدات بي‌كيفيت و فاقد استاندارد) نيست؛ چنان كه بسياري از فيلم‌هاي توليدشده در سال‌هاي اخير به دليل معيوب‌بودن چرخة عرضه و نمايش (سينماهايي كه اغلب از نمايش استاندارد يك فيلم با صدا و تصوير كاملاً مطلوب عاجزند) امكان تاثيرگذاري عميق و گسترده بر تماشاگران را ندارند؛ و طبعاً نمي‌توانند بين نمايش‌هاي خانگي و حضور تماشاگران در يك مراسم آييني با ويژگي‌هاي تماشاي فيلم در سينما تفاوت چنداني قائل باشند. به همه اين‌ها بيافزاييد فرصت‌طلبي بخشي از سينماگران وطني را كه اهميت و نفس «سينما» را ناديده مي‌گيرند، به گذران امروزِ زندگي قانعند و كاربرد ترجيع‌بندهاي عاميانه و عوام‌پسندانه در فيلم‌هاي شبه‌طنز و كمدي را تنها راه برون‌رفت از اين انجماد اقتصادي– كه دامن‌گير سينما شده– مي‌دانند. به اين ترتيب دهه 1380 را بايد نقطه‌عطف كاربرد و تاثيرگذاري رسانه‌هاي تصويري بر سينما (در طول سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي) دانست. رسانه‌هايي كه در حال حاضر هم‌چنان به روش نيمه‌مدرن، نيمه‌سنتي امورات خود را مي‌گذرانند و مديران‌شان كه ظاهراً به بازدهي اقتصادي فيلم‌هاي ويدئويي دل خوش داشته‌اند علاقه چنداني به مطالعه آسيب‌شناسي‌هاي مطرح‌شده ندارند.
چند سال پيش كه اعضاي خانواده سينما با حضور در محل موزه سينماي ايران با امضاي يك طومار بلندبالا مسوولان و مديران ذي‌ربط را مجاب كردند تا به تقاضاي آن‌ها (براي جلوگيري از ارتكاب سرقت‌هاي ويدئويي) رسيدگي كنند كم‌تر كسي فكر مي‌كرد كار به جايي برسد كه شركت‌هاي ويدئورسانه به نمايندگي از شبكه گستردة فروشگاه‌هاي مواد غذايي، در زمينه توليد فيلم و سريال نيز پيش‌قدم شوند و به عنوان مدعي فعاليت‌هاي اقتصادي در زمينه توليد فيلم، قدرت و امكانات خود را به رخ بكشند. البته رونق اقتصادي نه تنها بد نيست كه بسيار شوق‌انگيز و افتخارآميز هم هست؛ اما آن‌چه كه در اين زمينه مي‌تواند يك تهديد جدي به حساب بيايد خطرِ از بين رفتنِ عادتِ سينمارفتن و طبعاً نابودي نفسِ سينماست. عادتي كه نشانه‌هاي كاهش آن به وضوح در آمار جذب تعداد تماشاگران فيلم‌ها و البته افزايش نسخه‌هاي ويدئويي آن‌ها ديده مي‌شود و عمده‌ترين دليل آن، دسترسي آسان، ارزان و بي‌دردسر به نسخه‌هاي ويدئويي آثار سينمايي و سريال‌هاست. تمهيدي كه تا حد بسيار زيادي عادت به كپي‌برداري غيرمجاز از فيلم‌ها را در ميان تماشاگران كم‌رنگ كرده، اما در نبود يك قانون مشخص و مدون (به گونه‌اي كه از سودآوري مقطعي و به نفع برخي جريان‌ها جلوگيري كند) در آينده مي‌تواند اختلالات و اختلافات بسيار عميقي را به وجود آورد. به گواهي آمار در حال حاضر مجموعه بيست و سه موسسه ويدئورسانه كشور در هر سال به طور متوسط بين پنجاه تا صد عنوان فيلم سينمايي ايراني، حدود پنجاه فيلم داستاني ايراني، بين دويست تا سيصد فيلم سينمايي خارجي و همين ميزان انيميشن خارجي، بين چهل تا پنجاه مستند (ايراني و خارجي) و همين ميزان سريال (ايراني و خارجي) در شبكه خانگي توزيع مي‌كنند.
در بحث سرگرمي‌سازي از طريق پخش ماهواره‌اي كه وضع به مراتب از اين هم بدتر است. اگر زماني (در آغاز دهه 1370) موسسه رسانه‌هاي تصويري تصميم به سامان‌دهي در اين زمينه گرفته بود و در كنار انتشار يك نشريه تخصصي در اين‌باره، قصد داشت با گلچين‌كردن برنامه‌هاي ماهواره‌اي و تكثير آن‌ها در قالب نوارهاي ويدئويي، دشواري‌هاي ارتباط ماهواره‌اي را تا حد ممكن كاهش دهد، عدم استقبال مخاطبان– و طبعاً بازگشت نوارهاي ضبط‌شده به فروشگاه‌ها– نشان داد سرعت عمل و جذابيت ارتباط بي‌واسطه با كانال‌‌هاي ماهواره‌اي، بيش از ساير موارد براي تماشاگران مرعوب‌‌كننده است. و شايد همين نكته بود كه معدود تلاش‌هاي پراكنده نمايندگان دولت و مجلس را در كاربردي‌كردن ماهواره‌ها بي‌اثر جلوه داد. ماهواره‌هايي كه در دهة 1380 با رشدي قارچ‌گونه‌ به خانه‌ها راه يافتند و از يكي دو شبكه فارسي‌زبان (در ميانه دهة 1370) به ده‌ها شبكه در دهة فعلي افزايش پيدا كرده‌اند.
شبكه فارسي وانبايد پذيرفت در وضعيت فعلي، ديگر زمان انكار يا ناديده‌گرفتن اين امواج به پايان رسيده و ماهواره‌‌هاي فارسي‌زبان، جدا از تلويزيون و نشريات، خبرگزاري‌ها و شبكه‌هاي اطلاع‌رساني داخل كشور را نيز به چالشي جدي فراخوانده‌اند. تاثير شبكه كم‌مايه و عمدتاً ضد اخلاقي «فارسی‌وان» بر ريزش مخاطبان تلويزيون، تنها يكي از مسائلي است كه جامعه در حال گذار ايران امروز با آن روبه‌رو است. نكاتي كه شايد اگر سال‌ها قبل– و مثلاً در همان آغاز دهه 1370– مورد بررسی و رفع اشكال قرار گرفته بود نيازي به برخوردهاي قهری نداشت؛ اما حالا و در وضعيت فعلی...
مي‌گويند ماهی را هر وقت از آب بگيری تازه است. اين شايد بهترين تمهيد براي اميدواری‌دادن به مسوولان مرتبط با صنعت سرگرمی در كشور باشد. مديرانی از رسانه‌های گوناگون كه شايد بهتر باشد به جاي بيم‌ناك بودن از فردای ميز و منصب خود، طرحی نو در اندازند و كاری كنند تا وجه تخريب‌گرايانه رسانه‌های مغرض، بی‌اثر و تاثير جلوه كند. بی‌اثر، بی‌تاثير و بدون امكان نفوذ در ميان توده‌ها. 


اين مقاله به تازگی در صدمين شماره ماهنامه صنعت سينما (نیمه آبان ۱۳۸۹) به چاپ رسيده است.