نگاه همدلانه به آدم‌های فراموش شده/ گزارشی از نمایش فیلم «نرگس» در کانون فیلم خانه سینما

پوستر فیلم نرگس
پوستر فیلم نرگس

سه‌شنبه بیست و یکم اسفندماه و در آخرین برنامه از کانون فیلم خانه سینما که در سالن سیف‌الله داد برگزار شد، ابتدا فیلم تحسین شده‌ی «نرگس» (ساخته‌ی رخشان بنی‌اعتماد) به نمایش درآمد و سپس جلسه‌ی نقد و بررسی این اثر با حضور مهرزاد دانش،‌ منتقد سینما برگزار شد.
در ابتدای این برنامه که با حضور جمعی از دست‌اندرکاران فیلم «نرگس» برگزار شد ناصر صفاریان، دبیر کانون فیلمِ خانه سینما ضمن اشاره به فعالیت قابل ستایش فیلمخانه‌ی ملی ایران در نگهداری، مرمت و بازسازی آثار به جا مانده از تاریخ سینمای ایران، از لادن طاهری، مدیر این فیلمخانه دعوت کرد تا پیش از آغاز نمایش «نرگس» توضیحاتی درباره‌ی فعالیت‌های این مرکز ارائه دهد.
در این بخش، لادن طاهری، مدیر فیلمخانه‌ی ملی و رییس فعلی موزه سینمای ایران گفت: «خوش‌حالم که امشب و در کنار شما به تماشای فیلمی می‌نشینم که سال‌ها قبل آن را دیده بودم.»
وی گفت: «با وجود این که در طول سال‌های اخیر، تماشای نسخه‌های اصلاح و مرمت شده‌ی بسیاری از فیلم‌ها را تجربه کرده‌ام اما هر بار که به تماشای یکی از این آثار– خصوصاً فیلم‌هایی که همه‌‌مان آن‌ها را دوست داریم– می‌نشینم احساس می‌کنم تجربه‌ی عجیب و تازه‌ای به دست آورده‌ام.» متن کامل این گزارش را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

بازگشت به خانه‌ی سرنوشت/ گزارشی از نمایش مستند «خاتمه» در کانون فیلم خانه سینما

نمایی از فیلم «خاتمه» ساخته‌ی مشترک مهدی و هادی زارعی

واپسین جلسه‌ی نمایش فیلم‌های مستند‌ در سال جاری که شامگاه شنبه هجدهم اسفند‌ماه و به همت انجمن کارگردانان این سینما در کانون فیلمِ خانه سینما برگزار شد، به نمایش «خاتمه» ساخته‌ی مهدی و هادی زارعی و سپس برگزاری جلسه‌ی پرسش و پاسخ با حضور سازندگان این فیلم اختصاص داشت.
در ابتدای این برنامه که مصطفی شیری اجرای آن را برعهده داشت مهدی زارع در پاسخ به پرسشی درباره‌ی نحوه‌ی انتخاب سوژه‌ی فیلم گفت: «ایده‌ی اولیه‌ی مستند «خاتمه» تقریباً چهار سال پیش، زمانی که من و برادرم در سازمان بهزیستی شیراز مشغول تحقیق برای پیدا کردن سوژه‌ی مناسب فیلم بودیم به ذهن‌مان رسید. ما برای انجام این کار با حدود شصت هفتاد نفر گفت‌وگو کرده بودیم و در مورد بعضی از آن‌ها حتی به تصویربرداری‌های پراکنده هم منجر شده بود. تا این که با ماجرای فرار یک دختر افغان‌تبار (به نام خاتمه) از خانه مواجه شدیم و احساس کردیم پرداختن به زندگی او می‌تواند برای ساخت فیلم، چالش‌برانگیز و تاثیرگذار باشد.»
وی سپس با اشاره به این که مرحله‌ی تصویربرداری، مثل خود فیلم با بخش‌های ابتدایی آن آغاز شده گفت: «بعضی‌ها فکر می‌کنند چون شخصیت اصلی این فیلم اهل افغانستان بوده ما او را انتخاب کرده‌ایم. اما واقعیت این است که ما با خود فکر کردیم این زن جوان و مهاجر، پیش از هر چیز یک انسان است و در ضمن، مواجهه با ماجرای عجیب زندگی او برای هر مخاطب دیگری نیز می‌توانست جذاب باشد.» متن کامل این گزارش را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.
 

ادامه نوشته

عدالت‌خواهی، مردم‌شناسی و فرزند زمانه‌ی خود بودن/ گزارش نمایش «خط قرمز»

پوستر فیلم خط قرمز

در تازه‌ترین برنامه‌ از کانون فیلم خانه سینما که چهاردهم اسفندماه در سالن سیف‌الله داد خانه سینما برگزار شد ابتدا فیلم «خط قرمز» (ساخته‌ی مسعود کیمیایی در سال 61) به نمایش درآمد و سپس نقد و بررسی این فیلم با حضور جواد طوسی انجام شد.
در ابتدای این برنامه که با حضور چشم‌گیر و گسترده‌ی تماشاگران همراه بود مسعود کیمیایی در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان (دبیر کانون فیلم و مجری جلسه) درباره‌ی احساس خود نسبت به این فیلم گفت: «حدود چهل سال پیش این فیلم را ساختم و از آن زمان تا کنون در حال خاک خوردن است. هنوز و پس از این همه سال نمی‌دانم چرا این فیلم نمایش داده نشد. ظاهراً این فیلم و سایر فیلم‌های توقیفی به صورت کامل کنار گذاشته شده‌اند.»
وی گفت: «چیزی که در حال حاضر می‌توانم بگویم این که بسیار دل‌تنگ بهرام بیضاییِ عزیز هستم؛ و البته پُر از دوری او. امیدوارم روزی دوباره بتوانم او را ببینم. او برای من جایگاه بسیار محترم و بزرگی دارد.»
کیمیایی سپس در پاسخ به پرسش دیگری از دبیر کانون فیلم درباره‌ی میزان شباهت «خط قرمز» با فیلم‌نامه‌ی «شب سمور» (نوشته‌ی بهرام بیضایی) گفت: «داستان کوتاه و خلاصه طرحی که بهرام [بیضایی] به من داد فقط دو صفحه‌ بود؛ و گفت هر کاری دلت می‌خواهد بکن. یعنی آزاد بودم تا هر کاری دلم می‌خواهد با آن طرح انجام دهم.»
وی گفت: «به همین جهت می‌توان گفت برخلاف داستان اولیه‌ی فیلم «خاک» گرفتاریِ محمود دولت‌آبادی را نداشتم. چنان که در مورد آن فیلم، هنوز هم بعد از این همه سال گرفتاری دارم.» متن کامل این گزارش را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

دعوت به امید/ گزارشی از نمایش «دیدن و بودن» در کانون فیلم خانه سینما

پوستر فیلم «دیدن و بودن» ساخته‌ی علی شیلاندری

شب گذشته (شنبه یازدهم اسفند) در تازه‌ترین برنامه‌ی کانون فیلم خانه سینما که با مشارکت انجمن کارگردانان سینمای مستند برگزار ‌شد ابتدا مستند «دیدن و بودن» (ساخته‌ی علی شیلاندری) به نمایش درآمد و سپس جلسه‌ی پرسش و پاسخ این فیلم با حضور کارگردان و شخصیت محوری آن برگزار شد.
در ابتدای این جلسه که مصطفی شیری اجرای آن را برعهده داشت مریم زندی (عکاس) که این فیلم درباره‌ی برش‌هایی از زندگی حرفه‌ای او ساخته شده درباره‌ی احساس خود نسبت به مستند «دیدن و بودن» گفت: «از آن‌جا که این فیلم درباره‌ی خودم ساخته شده نمی‌توانم درباره‌ی آن اظهار نظر چندانی داشته باشم اما واقعیت این است که آن را دوست دارم و هر بار از دیدن‌اش لذت می‌برم.»
وی گفت: «ساخت مستند «دیدن و بودن» تقریباً شش سال طول کشید و در طول این مدت با لحظه‌های مختلف آن درگیر بودم. خوش‌بختانه در این فیلم لحظه‌های خاطره‌انگیزی به ثبت رسیده که متاسفانه دیگر تکرار نمی‌شود. لحظه‌هایی نظیر جاهایی که رفته‌ام، عکس‌هایی که گرفته‌ام و کارهایی که انجام داده‌ام.» متن کامل این گزارش را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

افسانه امید و انتظار/ نقد فیلم مستند «فرشادِ آقای گُل»

فرشادِ آقای گُل

فرشادِ آقای گُل مستندی ورزشی است که به جای نمایش در تلویزیون– که می‌توانست بهترین رسانه برای عرضه چنین فیلمی باشد– ابتدا از گروه «هنر و تجربه» سر درآورد و سپس با فاصله‌ای کوتاه در شبکه نمایش خانگی توزیع شد. خصوصیت تلویزیونی فیلم مورد بحث جدا از ساختار آن (تلفیق گفت‌وگوهای انجام شده با صحنه‌ها و لحظه‌های آرشیوی) و البته نحوه پرداخت فیلم‌ساز (کاربرد وله و گرافیک خاص برنامه‌های تلویزیونی) ریشه در سوژه محوری آن (فرشاد پیوس) دارد که به نظر می‌رسد بیش و پیش از هرچیز، مناسب شبکه ورزش، برنامه‌های مورد علاقه مخاطبان تلویزیون و در راس آن‌ها طرفداران تیم فوتبال پرسپولیس یا همان پیروزی است. تیمی که بیش از دو دهه پیش، زمانی که کیفیت و سطح بازی سایر تیم‌ها تا این حد مرغوب و نظرگیر نبود معمولاً یکی از چند قهرمان‌ سنتی لیگ برتر به حساب می‌آمد و گاهی حتی پیش از پایان لیگ به عنوان «قهرمان زودهنگام» آن شناخته می‌شد. البته بی‌شک یکی از عوامل موثر در این کیفیت را می‌توان خلاقیت، نحوه بازی‌سازی و استعداد مثال‌زدنی اغلب بازیگران این تیم و در راس آن‌ها فرشاد پیوس دانست. بازیکنی با استعدادی غریب در تهاجم به حریفِ زمین، جا گیریِ دقیق و هم‌چنین گُل‌زنی، که به شهادت فیلم مورد بحث با ثمر رساندن 153 گُل، بهترین هافبک تاریخ باشگاه پرسپولیس به حساب می‌آید و با 58 گُل بیش‌تر از علی پروین، در صدر این فهرست و نسبت به سلطان سرخ‌پوشان پایتخت در جایگاهی کم‌وبیش مرتفع و دست‌نیافتنی قرار گرفته است. بگذریم که اگر محرومیت‌های طولانی‌مدتِ شش ماهه (در جریان یکی از جنجالی‌ترین داربی‌های پرسپولیس و استقلال) و یک‌ساله (در جریان جام ملت‌های آسیا) گریبان پیوس را نگرفته بود چه‌بسا این آمار، تعداد گُل‌های بیش‌تری را در بر می‌گرفت. متن کامل را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.‌

ادامه نوشته

در یک زمستان سرد و طولانی/ گزارش نمایش «یک اتفاق ساده» در کانون فیلم خانه سینما

پوستر فیلم یک اتفاق ساده
پوستر فیلم «یک اتفاق ساده» (سهراب شهیدثالث)

در تازه‌ترین برنامه از کانون فیلم که شامگاه سه‌شنبه هفتم اسفند در سالن سیف‌الله داد خانه سینما برگزار شد ابتدا «یک اتفاق ساده» ساخته‌ی سهراب شهیدثالث به نمایش درآمد و سپس نقد و بررسی این فیلم با حضور احمد طالبی‌نژاد برگزار شد.
در ابتدای این جلسه، ناصر صفاریان، دبیر کانون فیلم با اشاره به تغییر ناگهانی در برنامه‌ی نمایش این هفته، سفر مسعود کیمیایی به خارج از کشور را دلیل جایگزین شدن «یک اتفاق ساده» به جای «خط قرمز» دانست و افزود: «فیلم «یک اتفاق ساده» یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است که جای نمایش و نقد و بررسی آن در کانون فیلم خالی بود.»
وی گفت: «نمایش نسخه‌ی بسیار تمیز و تصحیح شده‌ی «خط قرمز» هفته‌ی آینده در زمان تعیین شده‌ی خود انجام خواهد شد.»
در ادامه‌ی جلسه، احمد طالبی‌نژاد «یک اتفاق ساده» را محصول یک دوران و شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر دهه‌ی 1350 دانست و افزود: «یادمان باشد که این فیلم در زمان اوج سلطنت شاه بر ایران ساخته شده و فیلم‌ساز در بخش‌های مختلف فیلم با اشاره‌ی عامدانه به عکس او روی دیوار مدرسه یا اسکناس‌های رایج آن روزگار می‌کوشد تناقض میان فقر موجود در زندگی آدم‌ها و رونمای جامعه را به نمایش بگذارد. جریانی در دل فرهنگ این مملکت که امروز به‌راحتی می‌توان آن را «هنر اعتراضی» نامید.» بقیه‌ی گزارش را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

یک مقاله‌ی تصویری درباره‌ی زنان سینمای ایران/ گزارش نمایش «بخت پریشان»

پوستر فیلم بخت پریشان
پوستر فیلم بخت پریشان

در تازه‌ترین برنامه از کانون فیلم خانه سینما که شامگاه شنبه چهارم اسفندماه با مشارکت انجمن کارگردانان سینمای مستند برگزار شد ابتدا فیلم «بخت پریشان» نخستین ساخته‌ی سحر خوش‌نام به نمایش درآمد و سپس جلسه‌ی پرسش و پاسخ با حضور خود او و سعید عقیقی برگزار شد.
در ابتدای این جلسه که مصطفی شیری اجرای آن را برعهده داشت سحر خوش‌نام در پاسخ به پرسشی درباره‌ی نحوه‌ی شکل‌گیری ساخت این فیلم گفت: «من در رشته‌ی سینما تحصیل کرده‌ام و جزو کسانی هستم که از نوجوانی به سینمای داستانی ایران علاقه داشته و دارد. به همین دلیل و به مرور زمان، بخش عمده‌ای از فیلمفارسی‌های قبل از انقلاب و آثار متفاوت با سینمای جریان اصلی را دیده‌ بودم. اما جرقه‌ی اصلی پرداختن به چنین موضوعی سال‌ها پیش و زمانی خورد که فیلم «پیشکسوت» (ساخته‌ی رضا فاضلی) را دیدم. فیلمی که ابتدا باعث خنده‌‌ی من شد اما در نهایت مرا به فکر انداخت تا درباره‌ی آن تحقیق کنم.»
وی که در مستند «بخت پریشان» به نحوه‌ی حضور زنان در سینمای پس از انقلاب پرداخته گفت: «وقتی در نوجوانی فیلم‌ها را می‌بینید شناخت مشخصی از سینما ندارید و فقط جزو علاقه‌مندان این حرفه به حساب می‌آیید. به همین دلیل تماشای بعضی فیلم‌ها باعث تفریح و سرگرمی شما می‌شوند. اما وقتی سن‌ و تجربه‌تان بیش‌تر می‌شود نحوه‌ی نگاه‌تان نیز به همان فیلم‌ها تغییر می‌کند. به عنوان مثال تماشای فیلم «پیشکسوت» در کنار سایر فیلمفارسی‌های آن دوران مرا نسبت به این حجم از انفعال زن‌ها حیرت‌زده کرد.» متن کامل این گزارش را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

آدم‌های به‌ظاهر واقعی به روایت داستان‌های غیرواقعی/ گزارشی از نمایش فیلم‌های کوتاه کریم لک‌زاده

فیلم‌های کوتاه کریم لک‌زاده

در تازه‌ترین برنامه از کانون فیلم خانه سینما که سه‌شنبه سی‌ام بهمن‌ماه در سالن سیف‌الله داد خانه سینما برگزار شد ابتدا سه فیلم کوتاه از ساخته‌های کریم لک‌زاده به نمایش درآمد و سپس جلسه‌ی نقد و بررسی این آثار با حضور دکتر امید روحانی و نیما عباس‌پور، از منتقدان سینمای ایران برگزار شد.
در ابتدای این نشست، نیما عباس‌پور با اشاره به نقش انجمن سینمای جوانان در آموزش نسل جدید سینما، ورود تعدادی از استعدادها به عرصه‌ی حرفه‌ای فیلم‌سازی در دهه‌ی 1370 را مدیون جعفر صانعی‌مقدم و محمد آفریده از مدیران وقت این انجمن دانست و افزود: «این حرکت خوش‌بختانه در سال‌های اخیر نیز تداوم داشت و با اطمینان می‌توان گفت تعداد قابل‌توجهی از کسانی که در جشنواره‌ی امسال فیلم فجر حضور داشتند، از دانش‌آموخته‌های همین انجمن به حساب می‌آیند.»
وی افزود: «کریم لک‌زاده که امشب سه فیلم از او به نمایش درآمد نیز جزو همین نسل محسوب می‌شود. کسی که تا کنون دو فیلم بلند و سینمایی از او در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمده است.» متن کامل گزارش را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته