سند یک دوران/گزارش نمایش فیلم «شهدا» در کانون فیلم خانه سینما

در ششمین و تازه‌ترین جلسه از سری برنامه‌های کانون فیلم که شامگاه سه‌شنبه بیست و هفتم آذرماه در سالن سیف‌الله داد خانه سینما برگزار شد ابتدا فیلم تازه پیدا شده‌ی «شهدا» ساخته‌ی داریوش کوشان به نمایش درآمد و سپس بررسی و تحلیل این اثر با حضور حسن حسینی برگزار شد.

حسن حسینی که به عنوان منتقد مهمان در جلسه حاضر شده بود، ضمن تایید این نکته، با اشاره به دوران بسیار خاصی که فیلم «شهدا» در آن تولید شده گفت: «نمایش این فیلم از دو جنبه اهمیت دارد. یکی اهمیت تاریخی آن و دیگری جریان یا دوره‌ی خاصی که فیلم مورد بحث در آن تولید شده است.»
حسینی با اشاره به مالکیت دکتر اسماعیل کوشان بر سینما اونیورسال (واقع در میدان انقلاب فعلی) گفت: «دکتر کوشان که به عنوان مدیر «پارس‌فیلم» شناخته می‌شود در طبقه‌ی بالای این سینما دفتری داشته و ظاهراً بخش‌های مربوط به تظاهرات ضد حکومت شاهنشاهی این فیلم به پیشنهاد او و در دوران رکود تولید و تعطیلی سینماها انجام شده است.»
وی هم‌چنین با اشاره به تصویرهای مستندی که از حضور مردم در میدان انقلاب فعلی و با استفاده از دوربین‌های سی‌و پنج، شانزده و حتی هشت میلی‌متری فیلم‌برداری شده گفت: «بخش‌های داستانی فیلم «شهدا» که با حضور مصطفی طاری در نقش یک مبارز سیاسی و چند نفر دیگر ساخته شده در سال 58 فیلم‌برداری و به بخش‌های مستند آن اضافه شده است.» متن کامل این گزارش را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

بلای شیرین/ نقد فیلم مستند «دلبند»

«دلبند» روایتگر برش‌هایی از زندگی یک زن کهنسال مازندرانی است که مثل اغلب نیاکان خود (در سده‌های دور) هم‌چنان در کار دامداری است. حرفه‌ای که به شهادت متن ابتدای فیلم، در دو دهه‌ی اخیر به دلایلی از جمله: دشواری‌های انجام این کار، عدم تمایل نسل جدید به پیروی از نسل قبل و البته بی‌توجهی دولت‌ها (به این موضوع و این‌گونه افراد) به آرامی در حال حرکت به سوی نابودی است. به تعبیری دیگر «دلبند» می‌کوشد از خلال ثبت چهار فصل‌ از زندگی خانم فیروزه خورشیدی، نمایش پیوستگی عمیق او با طبیعت، و هم‌چنین انس و اُلفت‌اش با گاوهایی که با آن‌ها بزرگ شده، دلیل پافشاری و ماندنِ یکی از قدیمی‌ترین دام‌دارهای منطقه‌ی پاجی‌میانا بر سر شغل موروثی خود را به نمایش بگذارد. شغلی که خود او از آن به درد شیرینی که خداوند، شراره‌هایش را از کودکی به جان‌اش انداخته یاد می‌کند. متن کامل را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

برگزیده‌ی برگزیده‌ها/ گزارش نمایش فیلم‌های منتخب دهمین جشن بزرگ انیمیشن ایران

جشن بزرگ انیمیشن ایرانشامگاه سه‌شنبه بیستم آذر و در پنجمین جلسه از برگزاری کانون فیلم، سالن سیف‌الله داد خانه سینما شاهد نمایش و بررسی پانزده اثر از فیلم‌های برگزیده‌ی دهمین جشن بزرگ انیمیشن بود.
پس از نمایش این آثار، معین صمدی،‌ دبیر جشن بزرگ انیمیشن ایران درباره‌ی دلیل اجرای این برنامه گفت: «دوست داشتیم با این کار، همه‌ی دوستداران سینمای انیمیشن، تمام فیلم‌های نامزد جایزه را به صورت یک‌جا ببینند؛ و به همین خاطر در ابتدای هر فیلم یک کلاکت طراحی کردیم تا تماشاگر دریابد اثر مورد بحث برنده یا نامزد دریافت چه جایزه‌ای بوده و اصلاً به چه دلیل برای حضور در این جشن انتخاب شده است.»
وی گفت: «یکی دیگر از بهانه‌های برگزاری این برنامه، قدردانی از داوران جشن بزرگ انیمیشن بود که فیلم‌ها را با حساسیت بسیار زیادی گلچین کرده بودند. در این زمینه آن‌چه بیش از سایر موارد اهمیت داشت اتفاق نظر میان آن‌ها برای برگزیدن برگزیده‌ها بود. افراد منتخبی که حتی اگر در میان نامزدهای دریافت جوایز قرار داشتند، از این قابلیت برخوردار بودند که جزو برنده‌ها هم باشند.» متن کامل را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

روایت اول شخص/ نقد فیلم مستند «بازگشت به خانه»

نمایی از فیلم بازگشت به خانه«بازگشت به خانه» را می‌توان یکی دیگر از مستندهای «خودبیانگر» سال‌های اخیر به شمار آورد. فیلمی که ظاهراً مرحله‌ی ساخت آن با مداوای نسبیِ زخم‌های کهنه‌ی فیلم‌ساز هم‌زمان بوده و همین که او به اشتراک گذاشتن دوران نقاهت خود با تماشاگران رضایت داده نشان می‌دهد خوش‌بختانه مرحله‌ی درمان را کم‌وبیش با موفقیت پشت سر گذاشته و دست‌کم بر هراس خود (از قضاوت شدن توسط دیگران) غلبه کرده است. ترسی که البته اصلی‌ترین لایه‌ی این فیلم را نیز تشکیل داده است. متن کامل را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

از هزارتوی تاریخ ایران/ نقد فیلم «بهارستان؛ خانه‌ی ملت»

پوستر فیلم بهارستان؛ خانه‌ی ملت«بهارستان؛ خانه‌ی ملت» چنان که از نامش هم برمی‌آید درباره‌ی سرگذشت مجلس شوراست؛ و داستان شکل‌گیری این نهاد مردمی را از زمان صدور فرمان مشروطه (توسط مظفرالدین‌شاه قاجار) و گشایش مجلس شورای ملی (در کاخ گلستان) تا انقلاب 1357 و انقراض نظام شاهنشاهی روایت می‌کند. داستانی به درازنای بیش از هفت دهه که نشان می‌دهد در طول تاریخ کشور ما اتحاد و اجتماع در سطح ملی، همواره نیازمند تمرین و تجربه‌ی دوباره‌ی مشروطه‌خواهی بوده است.
اما آن‌چه که بیش از هر عامل دیگری روایت این داستانِ «پُرِ آب چشم» را به اثری جذاب و دیدنی تبدیل کرده، نه تصویرسازی برای تجسم بخشیدن به باغ‌ها و بناهای تخریب یا فراموش شده در قلب تهران (مکان‌هایی نظیر عمارت بهارستان در گوشه‌ای از باغ نگارستان یا زمین‌های خارج از حصار طهماسبی) که اینک می‌توان گفت استفاده‌ی کم‌سابقه از عکس‌ها و مواد آرشیوی است. عنصر تفکیک‌ناپذیر فیلم‌ها و مستندهای تاریخی که در «بهارستان؛ خانه‌ی ملت» به لطف جلوه‌های بصری و رنگ بخشیدن به عکس‌های بعضاً بارها دیده شده و تکراری، جذابیت دو چندانی یافته است.
متن کامل را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

سرگذشت باد عاشق/ گزارش نمایش «باد صبا» در خانه سینما

پوستر فیلم باد صبادر چهارمین جلسه از تازه‌ترین دوره‌ی کانون فیلم خانه سینما که سه‌شنبه سیزدهم آذرماه در سالن سیف‌الله داد خانه‌ سینما برگزار شد ابتدا مستند تحسین‌شده‌ی «باد صبا» (ساخته‌ی زنده‌یاد آلبر لاموریس) به نمایش درآمد و سپس جلسه‌ی نقد و بررسی این فیلم با حضور مهرداد فرهمند به عنوان منتقد مهمان برگزار شد.
در ابتدای این برنامه، ناصر صفاریان، دبیر کانون فیلم خانه سینما پس از ارائه‌ی اطلاعاتی درباره‌ی آلبر لاموریس و کارنامه‌ی فیلم‌سازی او گفت: «مهم‌ترین ویژگی فیلم‌های او که در تلویزیون ایران هم بارها به نمایش گذاشته شده‌اند استفاده از نماهای هوایی است که عمدتاً توسط وسیله‌ای که به هلی‌کوپتر وصل می‌شده فیلم‌برداری شده‌اند.»
وی ساخته شدن فیلم مستند «ورسای» توسط لاموریس را زمینه‌ساز تولید «باد صبا» دانست و افزود: «ظاهراً شاه این فیلم را دیده و با خود فکر کرده بود اگر چنین فیلمی درباره‌ی ایران ساخته شود می‌تواند جلوه‌های نوین تلاش‌هایی که در آن روزگار در زمینه‌ی توسعه‌ی کشور ایجاد شده را در معرض دید مردم سراسر دنیا قرار دهد. در چنین شرایطی این فیلم‌ساز فرانسوی از طریق وزارت وقت فرهنگ و هنر به ایران دعوت شد تا فیلم مشابهی درباره‌ی این سرزمین بسازد.»
متن کامل این گزارش را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

پرسه، ملال و ادای دین به سهراب شهیدثالث/ گزارش نمایش «یک شهروند کاملاً معمولی»

پوستر فیلم یک شهروند کاملاً معمولیدر سومین جلسه از کانون فیلم خانه سینما که سه‌شنبه ششم آذرماه در سالن سیف‌الله داد خانه سینما برگزار شد ابتدا فیلم «یک شهروند کاملاً معمولی» به کارگردانی مجید برزگر به نمایش درآمد و سپس نقد و بررسی این فیلم با حضور محسن آزرم، منتقد مهمان برنامه برگزار شد.
در ابتدای این جلسه که با استقبال علاقه‌مندان همراه بود، ناصر صفاریان، دبیر کانون فیلم خانه سینما با برشمردن عناصر موجود و مشترک در این اثر و فیلم‌های قبلی برزگر (از جمله: «فصل باران‌های موسمی» و «پرویز») شخصیت‌های اصلی این سه فیلم را «آدم‌هایی تنها در دل یک جامعه‌ی بزرگ» دانست و افزود: «این آدم‌ها ردیف‌های سنّی مختلفی دارند که به عنوان مثال در «فصل باران‌ها...» دوران نوجوانی، در «پرویز» میان‌سالی و در «یک شهروند...» دوران پیری است.»
وی «نکته‌ی مشترک این شخصیت‌ها» را «درک نکردن اطرافیان و البته درک نشدن متقابل از سوی آن‌ها» دانست و گفت: «جالب این که تمام این شخصیت‌ها در فضای شهرک‌های داخل تهران نفس می‌کشند. شهرک‌هایی که بخشی از عناصر شهری انسان مدرن امروز به حساب می‌آید.» متن کامل را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

ادامه نوشته