ماهنامه صنعتسینما بخشی از تازه‌ترین شماره خود را– که شماره نوروزی آن هم هست– اختصاص داده به گزارش‌هایی از جشنواره فیلم فجر و اشاره به بهترین‌های این رویداد سینمایی از نگاه منتقدان و نویسندگان مجله. اما این شماره به همین دلیل و شاید به دلیل یادداشت/ بهاریه‌هایی که از برخی فیلم‌سازان حاضر در جشنواره گرفته، بیش‌‌تر از آن‌که فضای نوروزی داشته باشد هنوز و هم‌چنان در حال و هوای جشنواره است. از این نگاه، جدا از یادداشت مشترک افشین هاشمی و محسن قرایی (سازندگان فیلم خسته نباشید!) تنها نوشته‌‌هایی که البته با کمی اغماض می‌توان نام «بهاریه» را به آن اطلاق کرد یادداشت علی‌رضا داودنژاد است (که آن را برای نوه یا به تعبیری «مغز بادام» خود نوشته!) و یادداشت بهروز شعیبی (که اشاره‌یی زیبا‌ست به تغییر طبیعی روحیه هنرمند در فصل بهار).در یادداشت‌های بعدی، پوران درخشنده به بخشی از موانع و دشواری‌های ساخت هیس... پرداخته... پرویز شهبازی به جای نوشتن چیزی در همین مایه‌ها، ترانه جذاب «پدر و پسر» (اثر یوسف اسلام که در لحظه‌ای از فیلم دربند از آن استفاده شده) را ترجمه کرده... بهنام بهزادی درباره نوروزهایی که از نگارش اولین نسخه قاعده تصادف گذشته نوشته... مجید برزگر، فرصت را غنیمت دانسته، مقاله کوتاهی ارائه داده در باب موانع موجود بر سر راه صنعتی شدن سینمای ایران؛ و آن را تقدیم کرده به رخشان بنی‌اعتماد... مازیار میری یادداشت عجیبی درباره احوال عجیب اهل سینما در سال عجیب 91 نوشته... و سیاوش اسعدی یادداشت را بهانه‌ای‌ کرده برای توجیه بدقولی و تنبلی خود در نوشتن بهاریه!
اما در این میان، جالب‌تر و خواندنی‌تر از همه، یک شبه‌خاطره/ داستان کوتاه از بهرام توکلی‌ست؛ درباره دو روز قبل از عید دو سال پیش که همراه یک آمبولانس در ترافیک روح‌فرسای [اتوبان] همت گیر کرده بوده و وقتی راهی به یک خروجیِ فرعی پیدا می‌کند تصمیم می‌گیرد مریض توی آمبولانس را با ماشین خود به بیمارستان برساند. روز دوم عید، همسر زنی که توی آمبولانس بوده با او تماس می‌گیرد و ضمن دعوت از او برای شام می‌گوید همسرش همان شب در بیمارستان به رحمت خدا رفته. داستان توکلی درباره حدفاصل دومین روز عید تا سیزده‌به‌در است؛ زمانی که مرد داستان هیجان‌زده تماس می‌گیرد و به او می‌گوید: «زنم زنده شده!»
به نظر می‌رسد هسته اصلی این داستان (زندگی مردی تنها با خاطره همسرش) یکی از مایه‌های فیلم‌نامه آسمان زرد کم‌عمق را فراهم کرده؛ و ای کاش توکلی همین داستان– که از قابلیت شکست زمان و بازی‌های فرم‌گرایانه برخوردار است– را گسترش می‌داد و به جای ایجاد ابهام و ایهام در روایتی غیر خطی– که مخاطب را سر در گم و مایوس می‌کند– تماشاگر فیلم خود را با خاطرات مرد از لحظه‌های هم‌نفسی با همسرش همراه می‌کرد. متاسفانه آسمان زرد کم‌عمق را به دلیل استقبال گسترده نمایندگان رسانه‌های گروهی (!؟) ایستاده و در وضعیتی نامتعادل دیدم (مجبور بودم از بین تنه و شانه افراد حاضر در برج زهر مار، سرک بکشم و مدام جای خودم را تغییر بدهم!) همین نکته به اضافه حفره‌های موجود در داستان و فیلم‌نامه، مانع آن شد که ارتباط خوبی با فیلم برقرار کنم. به نظرم هنوز هم تا این‌جای کار این‌جا بدون من بهترین ساخته بهرام توکلی‌ست.
با این وجود آسمان زرد کم‌عمق با کسب رتبه نهم، در کنار قاعده تصادف، کلاس هنرپیشگی، دهلیز، دربند، حوض نقاشی، جیب‌بر خیابان جنوبی، هیس، دختر‌ها فریاد نمی‌زنند، خسته نباشید! و پرویز در فهرست انتخابی نویسندگان صنعت سینما قرار دارد. فهرستی که سی و هشت نویسنده و منتقد نشریه در آن شرکت کرده‌اند.

و این هم انتخاب‌های نگارنده از میان انبوه فیلم‌های متوسط جشنواره امسال. با ذکر این نکته که متاسفانه موفق به تماشای فیلم‌های استرداد، جیب‌بر خیابان جنوبی، گناهکاران، کلاس هنرپیشگی و سر به مُهر نشدم.

بهترین فیلم: دربند، هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند و خسته نباشید!
بهترین کارگردان: پرویز شهبازی، پوران درخشنده و محسن قرایی [+ افشين هاشمي]
بهترین فیلم‌نامه: پرویز شهبازی (دربند)، پوران درخشنده و میترا بهرامی (هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند) و محمد رضایی‌راد (خسته نباشید!)
بهترین بازیگر مرد اصلی: امیر جعفری (قاعده تصادف)، رضا عطاران (دهلیز)، جلال فاطمی (خسته نباشید!)  
بهترین بازیگر مرد مکمل: یدالله شادمانی (خسته نباشید!)، بابک حمیدیان (هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند)، بهرنگ علوی (دربند)
بهترین بازیگر زن اصلی: طناز طباطبایی (هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند)، نازنین بیاتی (دربند)، هانیه توسلی (دهلیز)
بهترین بازیگر زن مکمل: پگاه آهنگرانی (دربند)، رویا افشار (خسته نباشید!)
بهترین فیلم‌برداری: فرشاد محمدی (برلین منفی هفت)، محمد آلادپوش (حوض نقاشی)، اشکان اشکانی (خسته نباشید!)  
بهترین طراحی صحنه و لباس: کیوان مقدم (دربند)، آتوسا قلم‌فرسایی (حوض نقاشی)
بهترین چهره‌پردازی: مهرداد میرکیانی (حوض نقاشی)، مهین نویدی (هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند)، محمدرضا قومی (دربند)
بهترین جلوه‌های بصری: علی حمیدنژاد (دربند)، امیر سحرخیز (چه خوبه که برگشتی)
بهترین تدوین: پرویز شهبازی (دربند)، سپیده عبدالوهاب (خسته نباشید!)، مصطفی خرقه‌پوش (برلین منفی هفت)
بهترین صدابردار: منصور شهبازی (دربند)، ساسان نخعی (حوض نقاشی)، بهمن اردلان (برلین منفی هفت)  
بهترین صداگذار: فرامرز ابوالصدق (دربند)، محمدرضا دلپاک (برلین منفی هفت)
بهترین آهنگساز: حسین علیزاده (آسمان زرد کم‌عمق)، بهزاد عبدی (دهلیز)، کارن همایون‌فر (هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند)
بهترین فیلم اول: خسته نباشید! (محسن قرایی) [متاسفانه به دلیل قوانین موجود در وزارت ارشاد که ناظر بر ارائه نمونه‌کارهای قبلی‌ست فعلاً نام افشین هاشمی از تیتراژ این فیلم حذف شده است.]
و انتخاب ویژه: تمام عوامل فیلم تنهای تنهای تنها (احسان عبدی‌پور) از تولیدات صدا و سیمای بوشهر که واقعاً آبروی جشنواره را خرید و معدود تماشاگران غیرمنتظره خود را شوکه کرد؛ اما متاسفانه به شکلی عجیب و باورنکردنی، از نگاه داوران جشنواره پنهان ماند!