شمارهی نوروز ماهنامهی داستان را خیلی دیر (همین چند روز پیش) در لابهلای جدولهای باطله و سایر نشریات از تب و تاب افتادهی یکی از باجههای مطبوعات یافتم. چند شماره بود که دیگر از خریدن مجلهی داستان منصرف شده بودم؛ و دلیلش هم این بود که هر بار این مجله را میخریدم، در کنار انبوه نشریهها و کتابهایی که در نوبت مطالعه بودند نخوانده یا فقط چند صفحه خوانده میماند تا... وقتی که شمارهی بعد آن از راه برسد! اما دلیل این که اینبار نگاهم به این مجله جلب شد سیدی آبیرنگی بود که ضمیمهی آن بود. یک سیدی بهنام داستان همراه که شامل ده فایل صوتی از تعدادی از شاخصترین نویسندههای ادبیات داستانی بود (از هوشنگ مرادیکرمانی گرفته تا محمد صالحعلا، محمد کشاورز، فریبا وفی، کوروش اسدی، احمد دهقان، حامد حبیبی، محمد طلوعی، سپینود ناجیان و سلمان باهنر). نکتهی جالب، اجرای این داستانهاست با صدای خود نویسندهها که میتوان آن را یک نمونهی جدید و جذاب از چیزی دانست که در سالهای اخیر از آن به عنوان کتاب سخنگو یاد میشود (قابل توجه اينكه: کتاب سخنگوی یک عاشقانهی آرام اثر زندهیاد نادر ابراهیمی هم در هفتههای اخیر به بازار ارائه شده است). شما را نمیدانم اما برای من که بارها پس از شنيدن بعضی داستانهای صوتی از لحن و اجراي گويندههاي آنها شاکی شدهام این سیدی، مثل مرهمی بود بر زخمی ناسور؛ و پاسخی به یک کنجکاوی دربارهی صدای نویسندهها و ارتباط عمیقتر با نوشتهی آنها.
از برخی اشکالات کوچک و قابل چشمپوشی (در لحن و اجرای برخی داستانها) که بگذریم مهمترین امتیاز داستان همراه، حجم نسبتاً مناسب داستانهاست؛ برای گوش دادن، خسته نشدن و لختی همراه شدن با ادبیات داستانی امروز ایران. بههرحال اگر دوست دارید باز هم در آینده داستانهایی را از نویسندههای سرشناس ایرانی بشنوید ميتوانيد با اعلام نظر خود در وبلاگ ماهنامهي داستان از این حرکت فرهنگی حمایت کنید. خدا را چه دیدید؛ شاید در سیدی بعدی، داستانی از نویسندهی مورد علاقهی خود را با صدای خود او شنیدید!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط امید نجوان
|
این وبلاگ تلاش ناچیزیست برای انتشار نوشتههایی دربارهي سینما، تلویزیون و ادبیات. چیزهایی که شاید برای اهل مطالعه، مهمترین انگیزههای تداوم زندگی به حساب بیاید. هرگونه برداشت از نوشتهها یا پیوند به مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام نویسنده، نام وبلاگ و با کسب اجازه امکانپذیر است.