اینجا چراغی روشن است
مدتها پیش، زمانی که تصمیم گرفته شد سیستم نمایش فیلم در سینماها از آنالوگ به دیجیتال تغییر کند بسیاری از دستاندرکاران سینما، از جمله کارگردانها از این موضوع استقبال کردند. خود ما نیز در مجله فیلم به همین موضوع پرداختیم و تا حد امکان ابعاد مختلف آن را بررسی کردیم. همان روزها دیداری داشتم با یکی از کارگردانهایی که همیشه نگران کیفیت و نحوه نمایش کپیهای فیلمش در سینماهای مختلف بود. او با خوشبینی میگفت در شرایط تازه، دیگر دغدغههایی نظیر تفاوت در رنگ و نورِ کپیهای مختلف و متفاوت از بین خواهد رفت و تمام سینماها فیلم را به صورت یکسان (همانگونه که سازنده فیلم میپسندد) به نمایش خواهند گذاشت. اما همانطور که در پیش از این و یادداشتهای مختلفی به این موضوع پرداخته شد ظاهراً ابعاد ناپیدای دیگری هم وجود داشت (و دارد) که برای تشریح بهتر آنها به زمان بیشتری نیاز است. یکی از آنها– که در حال حاضر بیشتر بروز کرده– اِشکال فنی موجود در ویدئوپروژکتورهاییست که نیازمند تنظیمات دقیق از سوی کارشناسان خبره و مهندسان امور فنیست اما متاسفانه در وضعیت فعلی اوضاع چندان مناسبی ندارند . در ماههای اخیر، زمانی که چندبار پشت سر هم در یکی از سینماهای بازسازیشده اما قدیمی به تماشای فیلم نشستم متوجه شدم دستگاه پخش سینما ایراد عجیب و شاید حتی بتوان گفت نادری دارد. این دستگاه به شکلی عجیب و پس از گذشت حدود پنجاه دقیقه از زمان فیلم، تغییر رویه میداد و انگار که داغ شده یا دچار مشکل دیگری شده باشد، رنگ و نورِ فیلمِ در حال پخش را طبق سلیقه خود به نمایش میگذاشت؛ نه آنگونه که کارگردان و فیلمبردار و تصحیحکننده رنگ و نور، مناسب تشخیص داده بودند. وقتی این نکته را با مسئول نمایش سینما (یا همان آپاراتچی قبل) در میان گذاشتم، آن بنده خدا که اصلاً اطلاعی در اینباره نداشت گناه ماجرا را به گردن لابراتوارها انداخت که به تعبیر او «دیگر حال ندارند روی نیمه دوم فیلم هم مثل نیمه اول آن کار کنند!»
شاید بتوان گفت کلید حل این ماجرا در دست مدیر سینما بود. وقتی این نکته را با او در میان گذاشتم ابتدا کمی با تردید، اما در نهایت، صادقانه مشکل را پذیرفت و گفت: «این دستگاه اصلاً از اول هم مناسب پخش فیلم در سینما نبود و بیشتر به درد سالن کنفرانس میخورد. خود ما هم ابتدا با نصب آن مخالفت کردیم اما گفتند حالا که ما برای نصب این دستگاه پول نمیخواهیم، شما هم ناز میکنید و آن را نمیخواهید؟!» به این ترتیب میتوان گفت سیستمی که میتوانست باعث رونق برخی سالنهای قدیمی و نیازمند تجهیزات جدید باشد به همین دلیلِ بهظاهر ساده در حال بازگشت به همان چرخهی قدیمیست. موقعیتی که حرفهای بعضی سینمادارها و آپاراتچیهای ده بیست سال پیش را (که از لامپهای فرسوده و آپارتهای قدیمی گلایه داشتند) به یاد میآورد. در واقع پروژکتورهایی که در یکی دو سال اخیر نور امید را به بعضی سالنهای فرسوده و قدیمی بازگردانده بود در حال حاضر به چشم اسفندیار نمایش دیجیتال در سینمای ایران تبدیل شده است. به نظر میرسد اگر برای برطرفشدن این نقطهضعف اقدامی صورت نگیرد، اینبار سایه تهدید، گستردهتر از قبل، برخی سینماهای فرسوده و قدیمی را در بر خواهد گرفت. تهدیدی که شاید اینبار به خاموشی چراغ اینگونه سینماها منجر شود؛ برای همیشه.
این یادداشت پیش از این در صفحهی خشت و آینهی ماهنامهی فیلم، شمارهی 494 به چاپ رسیده است.
این وبلاگ تلاش ناچیزیست برای انتشار نوشتههایی دربارهي سینما، تلویزیون و ادبیات.