صید کردن لحظهها در زمان مناسب/ گزارشی از نمایش فیلم مستند «آهستگی»

در تازهترین برنامه از جلسههای هفتگی نمایش فیلم در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، بعد از ظهر روز یکشنبه (چهارم تیرماه) ابتدا مستند «آهستگی» ساختهی یاسر خیّر به نمایش درآمد و سپس نقد و بررسی این فیلم با حضور مازیار فکریارشاد بهعنوان منتقد مهمان برگزار شد.
در ابتدای این جلسه، ناصر صفاریان (مجری برنامه و مسئول جلسههای نمایش فیلم) فیلم «آهستگی» را نمونهی موفق مستندهایی دانست که در آنها دوربین تصویربرداری وارد زندگی و حریم خصوصی مردم عادی شده و در سالهای آینده از آنها میتوان به عنوان اسناد تصویری موجود دربارهی بخشی از مردم ایران یاد کرد. سپس یاسر خیّر که در فیلم خود به تاثیر بیماری اماس بر زندگی زناشویی یک زوج اهل زاهدان پرداخته در پاسخ به پرسش صفاریان دربارهی اهمیت این بیماری در شکلگیری بحران مورد نظر خود گفت: «من فیلمهای مختلفی ساختهام که هرکدام از آنها بهخاطر دغدغهها و به دلایل خاصی ساخته شدهاند. بعضی سوژهها میطلبند که به زبانی فاخر روایت شوند و بعضی سوژهها نیاز دارند به نفع آنها از بعضی چیزهای مهمتر بگذری تا به کشف حقایق بزرگتر و بیشتری برسی.»
وی گفت: «حتماً بعضی نکتههای موجود در این فیلم در خانواده و نزدیکانم وجود داشته که باعث شده جذب چنین سوژهای شوم. اما خود این بیماری، عامل جذب من به چنین سوژهای نبود و ابتدا از سوی انجمن اماس زاهدان دعوت به کار شدم تا در انجام یک کار خیر دربارهی این نوع بیماران سهیم باشم.»
خیّر گفت: «جلسههایی که برای کمک به بیماران اماس برگزار میشد انرژی خیلی خوبی داشت اما خیلی زود متوجه شدم از آنها فیلم خاصی درنخواهد آمد. تا این که یکشب شخصیت اصلی این فیلم دربارهی تاثیر این بیماری بر زندگی شخصیاش چیزهایی گفت که احساس کردم فیلم را بر پایهی آن حرفها میتوان بنا کرد و کار را جلو برد.»
بخش بعدی جلسه به صحبتهای مازیار فکریارشاد اختصاص داشت. این منتقد سینما در ابتدای صحبتهای خود با اشاره به حساسیت و دشواریهای بیماران مبتلا به بیماری اماس گفت: «در ابتدا به نظر میرسد این فیلم دربارهی یکی از بیماران مبتلا به اماس و تغییرات زندگی او و اطرافیانش به دلیل این بیماری است اما خیلی زود معلوم میشود که اشاره به این بیماری، تنها یک بهانه برای واکاوی روند فروپاشی یک خانواده بوده است. اختلافات میان یک زوج و نقش تاثیرگذار فرزندان آنها در ایجاد تنش و تلاطمهایی که در بین آنها جریان دارد.»
وی گفت: «از جایی به بعد مهم نیست که شخصیت اصلی فیلم دچار این بیماری هست یا نه. چنان که او میتوانست سالم یا دچار بیماری دیگری باشد اما کانون زندگیاش به شکلی که در فیلم دیده میشود در معرض فروپاشی قرار گرفته است.»
فکریارشاد نمایش چرخه و مناسبات زندگی این زوج که به گفتهی او تماشاگر به واسطهی فیلمساز و دوربین فیلم وارد آن میشود را یکی از جذابیتهای این فیلم برشمرد و افزود: «از همان دقایق ابتدایی فیلم معلوم میشود که بیماری اماس موضوع اصلی آن نیست و فقط یک بهانه برای نزدیک شدن به زندگی زن و شوهری است که اتفاقاً هر دو جزو فعالان اجتماعی به حساب میآیند اما با وجود فعالیتهایشان هر لحظه بیشتر از هم فاصله میگیرند.»
وی فیلم «آهستگی» را تصویر هولناکی از یک زندگی در حال فروپاشی، آنهم در شهری با بافت سنتی دانست و اضافه کرد: «زندگی خاصی که در این فیلم به نمایش گذاشته شده در معرض برخورد با عوامل و عناصر متعددی در زمینهی مدرنیته قرار دارد. بحثی که شاید کمی کلیشهای به نظر برسد اما در این شکل هنوز هم تاثیرگذار و قوی است.»
فکریارشاد همچنین گفت: «پیش از تماشای «آهستگی» انتظار داشتم آن را فیلمی با نگاهی کلیشهای به موضوع اماس ببینم اما خوشبختانه فیلم مورد بحث، این ویژگی را نداشت و با وجود تاکید بر رشد و سپس مراحل درمان این بیماری به موضوع مهمتری اشاره دارد. موضوع از بین رفتن یک خانواده به سادگی و به گونهای که از دست هیچکس کاری برنمیآید و فیلمساز هم تنها در قالب یک شاهد خاموش، نظارهگر این فروپاشی است.»
وی سپس در پاسخ به نکتهی مطرح شده از سوی مجری برنامه، مبنی بر عدم تاکید مستقیم فیلم به مضمونهایی نظیر سنت و مدرنیته گفت: «این اتفاق به غیر از زاهدان، هرجای دیگری هم میتواند اتفاق بیفتد اما خوشبختانه فیلم «آهستگی» بهصورت اغراقشده به این مسائل نمیپردازد و به جای آن برای بینندهها نشانههایی میگذارد تا دریابد تقابل سنت و مدرنیته، خواه ناخواه در زندگی شخصیتهای ماجرا تاثیر دارد.»
فکریارشاد گفت: «در حقیقت، چنبرهی روابط مدرن و موجود میان خانوادهی نیمهسنتی این فیلم به ماجراهایی منجر شده که در روزگار ما دیگر خیلی کلیشهای و دستمالی شده به نظر میرسد. این روابط در چنین شرایطی از کارکردی منفی برخوردار است و بهجای این که بیشتر، عامل تفاهم و نزدیکی اعضای خانواده به هم باشد، در دور کردن آنها از همدیگر تاثیرگذار است.»
در ادامهی جلسه، یاسر خیّر، عدم اغراق در موضوعهای زیرمتنی را حاصل تجربه و تمرین در زمینهی فیلمسازی دانست و افزود: «وقتی برای ساخت فیلم مستند، زمان زیادی را به درستی صرف میکنید شرایطی ایجاد میشود تا هم فیلمساز بتواند کارش را بهتر انجام بدهد و هم شخصیتهای فیلم، بهتر و راحتتر بتوانند حرفهایشان را به زبان بیاورند. اما اغلب در چنین شرایطی سکانسهای خیلی خوبی هم ضبط میشود که فیلمساز مجبور است از میان آنها دست به انتخاب بزند؛ و حذف شدن بسیاری از صحنههای اغراقشده، آنهم در مرحلهی تدوین، حاصل دست یافتن به چنین نکتهای است.»
وی «صید کردن لحظههای مناسب» را خصیصهی این نوع فیلمسازی دانست و گفت: «مهمترین کار یک مستندساز در ساخت فیلم، شناخت بهترین لحظه برای ثبت لحظههای جذاب زندگی است؛ آنهم پس از انتخاب مکان مناسب برای صید آنها.»
خیّر، سکانس رویارویی زوج فیلم و آنها را تنها یکی از این لحظهها دانست و افزود: «برای ثبت این صحنه بارها به این نکته فکر کرده بودم که چهطور آنها را در برابر هم قرار بدهم تا بتوانم تقابل میان آنها را ضبط کنم. البته آنها چندبار دیگر هم با هم مشاجره کرده بودند اما شاید از نظر اخلاقی درست نبود که تصویر آن لحظهها ثبت شود. به همین دلیل شب بعد از مشاجرهی شدید آنها از شخصیتهای فیلم درخواست کردم چکیدهی صحبتهایشان را برایم تعریف کنند. در حقیقت، مناسبترین زمان برای پرداختن به حرف دل آنها همان شب بود؛ نه یک شب قبل و نه حتی یک شب بعد از آن.»
وی سپس با اشاره به نسبی بودن امر اخلاق، در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان دربارهی واکنش شخصیتها بعد از پایان تولید آن گفت: «خوشبختانه تمام اعضای خانوادهای که در فیلم حضور دارند آن را دیدهاند و برگهی رضایتنامهی توزیع و نمایش عمومی آن را امضاء کردهاند.»
خیّر سپس با اشاره به نمایش احتمالی فیلم خود در گروه هنر و تجربه گفت: «در هنگام نخستین نمایش این فیلم در جشنوارهی سینماحقیقت، از زوجی که در فیلم حضور دارند دعوت کردم به سینما بیایند و فیلم را در حضور سایر تماشاگران ببینند. قشنگترین اتفاق در نمایش «آهستگی» این بود که پس از پایان نمایش فیلم، خبرنگارها و افراد حاضر، به جای آن که طبق عادت همیشگی سوالهایشان را از من بپرسند، دور آنها جمع شدند و پرسشهایشان را با آنها مطرح کردند. این نکته برای شخص من که در ساخت «آهستگی» تلاش کرده بودم تا حضور خودم بهعنوان کارگردان را در فیلم پنهان کنم جالبترین و بهترین ویژگی بود.»
بخش پایانی جلسهی نقد و بررسی «آهستگی» به صحبتهای منتقد مهمان اختصاص داشت. مازیار فکریارشاد با اشاره به نکتهی مطرح شده از سوی سازندهی فیلم مبنی بر تلاش عامدانه برای کمرنگ کردن نقش کارگردانی گفت: «این ویژگی نقطهی مثبت فیلم به حساب میآید اما جالب اینجاست که هیات داوران جشنوارهی فیلم فجر، جایزهی بهترین کارگردانی را به آن دادند؛ در حالی که این فیلم مستحق دریافت جایزهی بهترین فیلم مستند سال بود.»
وی گفت: «در این فیلم کارگردان، عامدانه تلاش کرده تا حضور و ردپای خود را حذف کرده و مخاطب را بهصورت بیواسطه در برابر ماجراها قرار دهد. از این دیدگاه میتوان گفت دریافت جایزهی بهترین کارگردانی با تلاش قابل توجه فیلمساز برای کمرنگ کردن حضور خود در یک تضاد قرار گرفته است. تضادی که البته تقصیر خود فیلمساز هم نیست.»

این وبلاگ تلاش ناچیزیست برای انتشار نوشتههایی دربارهي سینما، تلویزیون و ادبیات.