پوستر سومين دوره هفته فيلم مستند در خانه سينمااين روزها هفته‌ی فيلم مستند در خانه سينما در حال برگزاری است و خوش‌بختانه آرام، كم‌توقع و بی‌حاشيه دارد به كار خود ادامه می‌دهد. دلم می‌خواست زودتر از اين‌ها درباره‌اش بنويسم ولی خرابی كامپيوتر و ماندن در تالار كوچك نمايش فيلم‌ها كه تا پاسی از شب طول می‌كشد (و باعث می‌شود ديرتر از هميشه به خانه برسم) تا امروز مجالی براي اين‌كار نگذاشته بود.
به هرحال اگر دل‌تان خواست می‌توانيد برنامه و گزارش‌های روزهای گذشته ی اين هفته فيلم را به روايت انجمن مستندسازان بخوانيد. اين از شب اول، اين از شب دوم و اين‌هم از شب سوم.


هنوز هم دير نشده. ماهی را هروقت از آب بگيريد تازه است. از ميان فيلم‌هايی كه در اين چند شب و چند روز گذشته ديده‌ام توصيه می‌كنم مستندهای 444 روز (محمد شيروانی)، آن مرد موتور دارد (شهريار صيامی)، شهر من؛ پيتزا (علاء محسنی) و بانوی گل‌سرخ (مجتبی ميرطهماسب) را از دست ندهيد. بد نيست بدانيد سه فيلم جالب درباره مرگ و آتش‌سوزی سينماها (يعنی همان چيزی كه در يكی از پست‌های پايين همين وبلاگ می‌خوانيد) ساخته شده كه بعضاً مثل سينما آزادی (ساخته‌ی مهدی طرفی) حسرتخوارانه است يا مثل شهرفرنگ‌ملی (مجتبی اسماعيل‌زاده) هشداردهنده. حكايت قصه‌‌ی شب (با مضمونی درباره‌ی فاجعه‌ی آدم‌سوزی در سينما ركس آبادان) هم كه جداست؛ فيلمی به كارگردانی عباس امينی كه در ديدار و گفت‌وگو با بازمانده‌هاي آن فاجعه‌ی غم‌بار و از يادنرفتنی، لحظه‌های تلخ و گزنده‌يی خلق كرده و ... اصلاً به اين آسانی ها فراموش‌‌شدنی نيست.
اما توصيه‌ی اصلی من برای ديدن و مدهوش شدن از جادوی تصوير، تماشای مستند هفت‌زن‌نابيناست. فيلمی تكان‌دهنده به‌كارگردانی بنفشه احمدی، مهديس الهی، شكوفه داورنژاد، سارا پرتو، نرگس حقيقت، ندا حقيقت و نغمه عافيت كه با چشم‌های بی‌نور و كم‌نور خود زيرنظر محمد شيروانی (طراح ايده، هدايت‌كننده‌ی موضوع و تدوين‌گر فيلم) آموزش ديده و فيلم ساخته‌اند. تماشای اين فيلم به‌شدت برای كسانی كه چشم‌ دارند و دور و اطراف خود را نمی‌بينند توصيه می‌شود. باور كنيد مواجهه با چنين فيلم غريبی (كه روز دوشنبه ساعت 12 دوباره به‌نمايش گذاشته می‌شود) از نان شب هم واجب‌تر است. باور كنيد!


نكته: از امروز سعی می‌كنم لينك گزارش‌ شب‌های گذشته را اين‌جا برای‌تان بگذارم. عجالتاً اين از شب‌ چهارم. این از شب پنجم. اين از شب ششم. و این هم از هفتمین و آخرین شب