روایتی شخصی از یک عکس دستهجمعی/ گزارش نمایش «میدان جوانان سابق»
در تازهترین برنامه از کانون فیلم خانه سینما که سهشنبه بیست و پنجم دیماه در سالن سیفالله داد برگزار شد مستند «میدان جوانان سابق» نخستین ساختهی مینا اکبری به نمایش درآمد و سپس این فیلم با حضور خسرو دهقان (منتقد مهمان) مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
در ابتدای این جلسه که با استقبال چشمگیر مخاطبان مواجه بود مینا اکبری در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان (مجری برنامه و دبیر کانون فیلم) دربارهی نحوهی شکلگیری ایدهی «میدان جوانان سابق» گفت: «ایدهی اولیهی این فیلم را از مدتها قبل، حتی پیش از آن که از کار در روزنامهی «اعتماد» استعفا دهم در ذهن میپروراندم. به همین دلیل حتی از مراسم خداحافظیام با تحریریهی این روزنامه هم فیلمبرداری کردم تا در فیلم از آن استفاده کنم.»
وی که در فیلم خود به تعطیلی دفتر تعدادی از روزنامههای توقیف شده در حاشیهی میدان جوانان سابق (میدان دکتر معتمدنژاد فعلی) و سرنوشت روزنامهنگارهای فعال در آن نشریه پرداخته افزود: «میدانستم سرمایهگذاری روی سوژهای دربارهی صنف روزنامهنگارها به خطرپذیری خیلی زیادی نیاز دارد با این حال یک روز که برای صحبت دربارهی یک پروژهی دیگر به دفتر احسان رسولاُف رفته بودم، موضوع این فیلم را نیز با ایشان مطرح کردم. وقتی جلسهی ما به پایان رسید رسولاُف از من خواست همان زمان کار را شروع کنم؛ و جالب این که تقریباً تا پایان تولید فیلم هیچ قراردادی با هم امضا نکردیم.»
احسان رسولاُف که در سالن حضور داشت نیز در اینباره گفت: «سال 77 که وارد دانشگاه شدم بسیاری از حوادث سیاسی که در این فیلم به آنها اشاره میشود را از نزدیک دیده بودم.»
وی افزود: «برای خودم تولید «میدان جوانان سابق» ادای دین به کسانی بود که خیلی دوستشان داشتم و در کوران حوادث سیاسی و اجتماعی دو دهه قبل دچار مشکلاتی شدند. به همین خاطر بعد از آن که علاقهی خانم اکبری به این سوژه را دیدم تصمیم گرفتم در ثبت بخش کوچکی از حوادث آن دوران نقش داشته باشم.»
بخش بعدی جلسه به صحبتهای منتقد مهمان برنامه اختصاص داشت. در این بخش خسرو دهقان گفت: «وقتی فیلم را دیدم، از آنجا که قبلاً این نوع فیلم را ندیده بودم از تماشای آن شگفتزده شدم.»
وی سپس نخستین موفقیت این فیلم را «بیان بغضهای در گلو مانده» دانست و افزود: «این مهمترین انگیزه برای ساخت فیلمی است که با انگیزه و سرمایهگذاری شخصی مینا اکبری و احسان رسولاُف ساخته شده. فیلمی که یکبار دیگر ثابت میکند ظرفیت سینمای مستند امروز ایران ناشناخته و متاسفانه این نوع سینمای وابسته به حقیقت، در مقابل سینمای داستانی مهجور مانده است.»
دهقان سپس «بیان حرفهای بیشتر با کمترین امکانات» را «خاصیت سینمای مستند» برشمرد و گفت: «هنرمندِ مستندساز، پیش از همه یک وظیفه دارد و آنهم پاسخ به تعهدها و نیازهای خودش است. وظیفهای که سازندهی «میدان جوانان سابق» به خوبی از انجام آن برآمده است.»
وی در ادامهی صحبتهای خود در پاسخ به نکتهی مطرح شده از سوی دبیر کانون فیلم دربارهی موضعگیری بیطرفانهی فیلم، همزمان با دوری کردن از بیان حرفهای سیاسی «بیطرفی» هنرمند را «یک عامل نامفهوم» توصیف کرد و افزود: «این در حالی است که سازندهی فیلم، نگاه منتقدانهای به وقایع اطراف خود دارد و در دیالوگهای فیلم نیز با صراحت به این موضوع میپردازد.»
دهقان سپس با اشاره به یکی از روزنامهنگاران پرسابقه که در فیلم به فعالیتهای او در عرصهی کشاورزی اشاره میشود گفت: «بعید به نظر میرسد کارگردان «میدان جوانان سابق» از نتیجهی اتفاقهایی که برای روزنامهنگارهای آن دوران افتاده راضی باشد. با این حال او نسبت به آن روزگار و افراد فعال در آن مجموعه مظلومنمایی نمیکند و نسبت به ظلمی که به آنها شده فریاد نمیکشد.»
مینا اکبری در پاسخ به این نکته گفت: «از میان افرادی که در فیلم به آنها اشاره میشود تنها کسی که همچنان به روزنامهنگاری اشتغال دارد احمد غلامی است. او در فیلم هم به دلایل این اتفاق اشاره میکند و با تشبیه روزنامه به تیم فوتبال میگوید این تیمی است که مهرههایش برای بازی تدافعی چیده شدهاند و طبعاً دیگر نیازی به گُل زدن ندارد! در حقیقت او معتقد است برای روزنامهها استمرار انتشار و حفظ بقا مهمتر از رویکرد منتقدانه است.»
وی گفت: «من در ساخت این فیلم موضع بیطرفی نداشتم و اصلاً نمیتوانستم چنین موضعی داشته باشم. به همین خاطر تلاش کردم تا فضای فیلم به استایل روزنامهنگاری و حال و هوای آن به وجه ژورنالیستی نزدیک باشد. استفاده از تیترهایی نظیر «روزنامهنگاری که بازیگر شد» یا «روزنامهنگاری که کشاورز شد» در میانههای فیلم و استفاده از «عکس» و «سوتیتر» نیز حاصل چنین ایدهای است.»
اکبری افزود: «در کار روزنامهنگاری مرسوم است که نویسنده، برداشت شخصی خود از گفتوگو را در قالب «لید» یا مقدمهی مطلب مینویسد و من هم در فیلم این کار را با اجرای گفتار متن انجام دادم. به این ترتیب وقتی از سوژههای گفتوگوهایم جدا میشدم دیدگاهم دربارهی آنها را به صورت گفتار نوشته و به فیلم اضافه میکردم.»
وی گفت: «در این فیلم، قضاوت خودم را داشتم اما دستکم سعی میکردم به گفتوگو شوندهها اجازه دهم بدون آن که پاسخ مورد نظر من را به زبان بیاورند حرف دل خود را بگویند و روایت خود را از موضوع ارائه دهند.»
اکبری در بخش دیگری از این جلسه در پاسخ به پرسش یکی از تماشاگران حاضر در سالن دربارهی دلیل گفتوگو با احمد غلامی گفت: «دلیلاش این است که کار روزنامهنگاری را از بیست سالگی و در همکاری با او آغاز کردم که تا سالها بعد ادامه داشت. غلامی هماکنون سردبیری روزنامهی «شرق» را برعهده دارد و همچنان بهعنوان یکی از مهمترین روزنامههای باقیمانده با رویکرد اصلاحطلبانه فعالیت دارد.»
وی گفت: «فیلم «میدان جوانان سابق» قرار نیست روایتگر تاریخ مطبوعات باشد. این مستند، روایت شخصی من از یک عکس دستهجمعی با حضور هفتاد و دو نفر دیگر از همکارانم است که در میدان «دکتر معمتدنژاد» فعلی و «جوانان» سابق گرفته شده. کسانی که در حال حاضر سرنوشتهای جداگانهای یافتهاند و روزگار دیگری را سپری میکنند.»
اکبری در ادامهی جلسه دربارهی نحوهی شناسایی ابراهیم مختاری به عنوان فیلمبردار بخشی از نماهای آرشیوی فیلم که ماجرای فک پلمب دفتر روزنامه را ثبت کرده گفت: «وقتی لیلی فرهادپور عکس فیلمبردار آن صحنه را نشانم داد، از آنجا که پشت او به دوربین بود نمیشد چهرهاش را تشخیص داد. جالب این که خود او هم فراموش کرده بود چه کسی آن صحنهها را فیلمبرداری کرده. تا این که یک روز در دیدار با آقای مختاری متوجه شباهت پیراهن ایشان و پیراهن فیلمبردار صحنههای مورد نظر شدم. وقتی پرسیدم: «شما صحنههای فک پلمب را فیلمبرداری کردهاید؟» پاسخ ایشان تقریباً مثبت بود اما تقریباً به صورت کامل آن را فراموش کرده بود. سرانجام از طریق همسر آقای مختاری موفق شدیم صحنههای مورد بحث را در میان راشهای پراکندهای که ایشان گرفته بود پیدا و از آنها در فیلم استفاده کنیم.»
صحبتهای فیلمبردار فیلم «میدان جوانان سابق» بخش دیگری از جلسهی نقد و بررسی این فیلم بود. محمدرضا جهانپناه، ضمن اشاره به انواع فیلمبرداری در محیطهای مختلف گفت: «در شرایطی که گفتوگوها به شکلی ژورنالیستی باید انجام میشد تقریباً هیچ چیز تحت کنترل نبود. به همین خاطر باید شرایط را برای ضبط لحظههای مورد نیاز آماده میکردیم.»
وی گفت: «فیلمبردار چنین فیلمی باید نسبت به موضوع آن آگاهی داشته باشد تا در زمان ضروری بتواند زاویهی خود را تغییر داده و حرفهای مهمتر گفتوگوشوندهها را ثبت کند.»
منتقد مهمان برنامه نیز در اینباره گفت: «یکی از ویژگیهای «میدان جوانان سابق» درگیری کامل و حضور فیزیکی فیلمساز در اغلب صحنههاست. در حقیقت او در ساخت این فیلم، دو کار را به صورت همزمان انجام داده است.»
خسرو دهقان گفت: «مینا اکبری در ساختار این فیلم، هم به عنوان گفتوگوکننده و رابط بخشهای مختلف آن حاضر شده و هم در پشت صحنه، خود و سایر عوامل فنی فیلم را کارگردانی کرده که از امتیازهای این کار به حساب میآید.»
مینا اکبری نیز در ادامهی جلسه و در پاسخ به پرسش یکی از تماشاگران دربارهی نحوهی ساخت فیلم گفت: «با فیلمنامه سر کار حاضر شدم و جدا از انتخاب دقیق آدمها برای انجام گفتوگو میدانستم این فیلم با استعفای من از کار در روزنامه آغاز خواهد شد و در انتها با دعوت کردن از آدمهای حاضر در عکس دستهجمعی و گرفتن یک عکس یادگاری تازه در میدان جوانان سابق به پایان خواهد رسید.»
وی گفت: «مثل زمانی که در روزنامه کار میکردم با طرح پرسشهایی از قبل در گفتوگوها حاضر میشدم اما میدانستم که ممکن است آن سوالها یا بخشی از آنها به کارم نیاید.»
اکبری سپس مرحلهی تدوین این فیلم را سختترین بخش تولید آن برشمرد و افزود: «شخصیتهایی که قرار بود با آنها گفتوگو کنم باید به صورت منطقی وارد فیلم میشدند و همین نکته به اضافهی تلفیق این تصویرها به مواد آرشیوی بسیار زمانبَر بود و حدود دو سال طول کشید.»
وی گفت: «نمیخواستم فیلم سیاسی بسازم. میخواستم یک فیلم صنفی بسازم. به همین خاطر حتی اگر برخی چهرههای سیاسی در فیلم حضور دارند به دلیل سمتهای مطبوعاتی آنهاست؛ نه چیزی دیگر.»
اکبری گفت: «مهمترین دغدغهی من در ساخت «میدان جوانان سابق» روایت زندگی بخشی از روزنامهنگاران ایرانی بود. داستانی که در مطبوعات کشور ما رقم میخورَد و متاسفانه هیچوقت هم به ثبت نمیرسد.»
در بخش پایانی جلسه، احسان رسولاُف (تهیهکننده) دربارهی اقدام برای نمایش این فیلم گفت: «چرخهی نمایش فیلمهای مستند، چرخهی پیچیده و دشواری است اما با این حال بعد از پایان جشنوارهی «سینماحقیقت» برای اکران فیلم در گروه «هنر و تجربه» اقدام کردیم و امیدواریم هرچه زودتر این اتفاق بیفتد.»
وی گفت: «جذابیت پروژهی مورد بحث مثل سایر آثار هنری از این نظر بود که وجه اتوبیوگرافیک آن از سوی فیلمساز، صادقانه و به خوبی اجرا شده بود.»
صحبتهای مینا اکبری، پایانبخش این برنامه از کانون فیلم خانه سینما بود. وی با ابراز خوشحالی از حضور خسرو دهقان در جلسهی نقد و بررسی «میدان جوانان سابق» گفت: «من از روی نوشتههای ایشان نوشتن و خصوصاً نقدنویسی را یاد گرفتم.»
اکبری گفت: «بگذریم که در مورد بعضی مسائل، خصوصاً دربارهی عباس کیارستمی و فیلمهای او هیچگاه با دیدگاه ایشان موافق نبودم؛ اما خیلی خوشحالم که فیلمام توسط ایشان مورد نقد و بررسی قرار گرفت.»

مرتبط: پیوند به همین گزارش در سایت خانه سینما
این وبلاگ تلاش ناچیزیست برای انتشار نوشتههایی دربارهي سینما، تلویزیون و ادبیات.